بذل و بخشش مىكرد . وى رسوم خلافت از قبيل : تجمّلات و ريخت و پاشها و حقوقهاى گزاف و صله و خلعتهاى هنگفت را تجديد كرد . گويند در سراى وى يازده هزار غلام اختهء رومى و سودانى وجود داشت ، و خزانهء جواهر دار الخلافه در روزگار وى پر از جواهر گرانبها بود . از جمله نگين ياقوتى بود كه هارون - الرّشيد آن را به سى صد هزار دينار خريده بود ، نيز مرواريدى بىمانند كه سه مثقال وزن داشت ، و جز آن از جواهر نفيس ديگر ، ولى مقتدر همه را در مدّتى كم پراكنده و تلف كرد .
در زمان مقتدر حلّاج به قتل رسيد .
قتل حلاج و چگونگى آن :
حلّاج كه نامش حسين بن منصور و كنيهاش ابو المغيث [ 1 ] بود ، اصلش مجوسى و از مردم فارس بود . و در واسط و به قولى در شوشتر پرورش يافت ، و با صوفيان آميزش كرد ، و نزد سهل تسترى [ 2 ] به شاگردى پرداخت سپس به بغداد آمده با ابو القاسم جنيد بغدادى [ 3 ] [ 1 ] ملاقات كرد . حلّاج اختلال فكر داشت ، گاه پشمينه و پلاس مىپوشيد ، و گاه جامههاى رنگارنگ در بر مىكرد .
زمانى عمامهء بزرگ و درّاعه مىپوشيد . زمان ديگر قبا و لباس لشكريان بر تن مىكرد . وى روزگارى چند در بلاد به گردش پرداخت ، و سرانجام به بغداد آمده آنجا خانهاى ساخت . در آن وقت آرا و عقايد مردم دربارهء حلّاج گوناگون شد .
و سپس فساد انديشه و دگرگونى روش او آشكار گرديد ، و از مذهبى به مذهب ديگر پيوست ، و با وسايلى گوناگون كه به كار مىبرد مردم را گول زده به گمراهى
هامش
[ ( 1 ) ] در اصل : ( ابو الغيث ) و ( ابو القاسم جنيدى ) ناشر
[ ( 2 ، 3 - ) ] ابو محمد سهل بن عبد اللّه تسترى متوفى در سال 273 - 283 هجرى . و ابو القاسم جنيد بن محمد بغدادى متوفى در سال 297 - 298 هجرى هر دو از اكابر صوفيه و مشاهير عرفا و در عهد خود به ورع و تقوى و جلالت شأن معروف بودند . مدرس تبريزى ، ريحانة الادب .