تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ فخرى در آداب ملكدارى و دولتهاى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 14

مساهمون:

ص١٤
على ( ع ) را به ترتيبى كه واقع شده شرح داده‌ام . سپس از هر يك از دولت‌ها كه به - ترتيب حكومت را از دولت پيشين باز گرفتند به نحو اختصار گفتگو كرده‌ام ، از قبيل دولت اموى ، و دولت عباسى ، و سپس دولت‌هايى كه در اثناى دول بزرگ به وجود آمدند ولى فرمانشان گسترش نداشت ، مانند دولت آل بويه و سلجوقيان و دولت فاطمى در مصر كه هر يك فرمانروايى را از دولت سابق خود بازگرفتند . و دربارهء دول مذكور از مجموع آنچه در ذهنم بر اثر مطالعهء تواريخ و سير اندوخته بود بيان كرده‌ام ، و چگونگى آغاز و پايان . و قسمتى جالب و دل‌پسند از محاسن ملوك و اخبار سلاطين آن را به قلم آورده‌ام ، و اگر از احوال ايشان چيزى در ذهنم وجود نداشت ، و يا به ثبت حكايتى ظريف يا بيت شعرى نادر و يا آيهء قرآن و حديث نبوى ( ص ) نيازمند شدم به مظان و منابع آن رجوع كرده بدست آورده‌ام و چون به شرح حال هر يك از دولت‌ها رسيده‌ام ابتدا كليات امور آن را يادآورى كرده سپس به شرح حال يكايك فرمانروايان و وقايع و حوادث مشهورى كه در روزگار ايشان واقع شده پرداخته‌ام . و چون از آن فراغت يافته‌ام به شرح حال هر يك از وزراى او و وقايع جالبى كه براى ايشان رخ داده مبادرت كرده‌ام . و چون از ذكر وقايع دوران آن فرمانروا و وزرايش فراغت يافته‌ام از فرمانرواى بعد از او و حوادث و پيش‌آمدهايى كه در زمان وى به وقوع پيوسته ، و شرح حال وزرايش همچنان تا آخر دولت خلفاى عباسى سخن رانده‌ام . من در اين كتاب خويشتن را به دو امر ملتزم ساخته‌ام : يكى آنكه در گفتار خود جز به حق نگرايم ، و جز با عدل و انصاف سخن نگويم ، و خواهش دل را نپذيرم ، و از مقتضاى محيط و چگونگى پرورش و تربيت پيروى نكنم ، و خود را با اين گونه امور اجنبى پنداشته از آن دورى گزينم . دوم آنكه معانى را با عباراتى روشن كه به فهم‌ها نزديك باشد ادا كنم ، تا هر كسى از آن بهره‌مند شود ، و از عباراتى مشكل كه مقصود از آن چيزى جز اظهار فصاحت و