تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ فخرى در آداب ملكدارى و دولتهاى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 344

مساهمون:

ص٣٤٤
مىپرداخت . در روزگار معتمد خروج صاحب الزنج روى داد .

شرح حال صاحب الزنج و نسب وى و عاقبت كارش :

در زمان معتمد مردى كه او را علىّ بن محمّد بن احمد بن عيسى بن زيد بن علىّ بن حسين بن علىّ بن ابى طالب ( ع ) مىناميدند ظهور كرد . نسب صاحب الزّنج نزد گروه نسّابين صحيح نيست ، و آنان وى را از متّهمين در نسب شمرده‌اند . و امّا شرح حالش : صاحب الزّنج مردى فاضل و فصيح و بليغ و خردمند بود . وى دل بردگان سياه‌پوست بصره و نواحى آن را ربود ، و گروه زيادى از ايشان و ساير مردم گرد او جمع شدند ، و كار صاحب الزّنج بالا گرفته شوكتى فراوان يافت . صاحب الزّنج در آغاز كارش مردى فقير و تنگدست بود ، و جز سه شمشير چيز ديگر نداشت . تا آنجا كه زمانى اسبى به دو هديه كردند ، و صاحب الزّنج زين و لگامى نداشت كه بر اسب نهاده سوار آن شود . ازينرو ريسمانى بر سر اسب خود بسته سوار بر آن شد . ليكن جنگ‌ها و غزواتى برايش پيش آمد كه در آن پيروز شد ، و دست به غارت زد ، و به سبب آن ثروتى به چنگ آورد و حالش نيكو شد ، و سپاهيانش كه از سياهان بودند در بلاد عراق و بحرين و هجر [ 1 ] پراكنده شدند . سپس موفق - طلحه با لشكرى انبوه به سوى او شتافت ، و هر دو سپاه در بصره و واسط با يك ديگر روبرو شدند ، و ساليان دراز جنگ ميان ايشان ادامه يافت ، و طرفين در محلّ نبرد شهرهايى ساختند ، و هر يك از ايشان در مقابل ديگر همچنان ايستادگى كردند ، تا آنكه سرانجام سپاهيان عبّاسى پيروز شده آنان را با اسارت و كشتن تار و مار كردند ، و صاحب الزّنج را به قتل رساندند ، و شهرى را كه ساخته آن را « مختاره »
هامش
[ ( 1 - ) ] هجر : حكومت‌نشين بحرين است ، و بعضى سرتاسر بحرين را هجر ناميده‌اند . ياقوت : معجم البلدان .