و هم داراى رفتارى زشت و جاهل به امور بود . يكى از شعراى عصر فضل دربارهء او گفته است :
تفرعنت يا فضل بن مروان فاعتبر * فقبلك كان الفضل و الفضل و الفضل
ثلاثة املاك مضوا لسبيلهم * أبادهم التّقييد و الأسر و القتل
« اى فضل بن مروان تكبّر و زشتخويى را پيشه ساختهاى ، پندگير كه پيش از تو فضل و فضل و فضل هم بودند . سه فرمانروا كه هر يك به راه خود رفتند ، و به بند و اسارت و قتل مبتلا شدند » . آن سه نفر : فضل بن يحيى بن خالد ، و فضل بن سهل ، و فضل بن ربيع بودند .
فضل بن مروان نزد معتصم مقامى ارجمند داشت ، و مردم به منزلت او رشك مىبردند . ولى چيزى نگذشت كه معتصم بر وى خشم گرفت ، و همهء اموالش را تصرّف كرد ، ولى از جانش درگذشت . از آن پس فضل بن مروان چندى را به خدمت مشغول بود تا آنكه در زمان مستعين درگذشت .
وزارت احمد بن عمار شادى
پس از فضل بن مروان ، احمد بن عمّار وزارت معتصم را عهدهدار شد . وى مردى توانگر و اهل مذار [ 1 ] بود ، و در آغاز پيشهء آسيابانى داشت ، سپس به بصره رفته املاكى چند در آنجا خريدارى كرد ، و اموالى زياد گرد آورد ، آنگاه به بغداد رهسپار شد و در آنجا كارش بالا گرفت ، چندانكه گويند هر روز صد دينار بذل و بخشش مىكرد .
زمانى فضل بن مروان از امانت احمد بن عمّار نزد معتصم سخن به ميان آورد ، و چون فضل خود گرفتار خشم معتصم شد و كسى جز احمد بن عمّار مورد نظر وى
هامش
[ ( 1 - ) ] مذار : شهرى است در ميسان ( دشت ميشان ) كه ميان بصره و واسط واقع شده است .
ياقوت : معجم البلدان .