قرار نگرفت ، ازينرو احمد را به وزارت برگزيد .
احمد بن عمّار از آداب وزارت هيچگونه اطّلاعى نداشت . يكى از شعراى عصر وى دربارهاش گفته است :
سبحان ربّى الخالق البارى * صرت وزيرا يا ابن عمّار
و كنت طحّانا على بغلة * به غير دكّان و لا دار
كفرت بالمقدار ان لم تكن * قد جزت فى ذا كلّ مقدار
« اى ابن عمّار پاكيزه است پروردگار آفرينندهء من كه چون تو مردى را به وزارت رسانده است . تو آن شخصى بودى كه بدون داشتن خانه و دكّان با يك استر آسيابانى مىكردى . كنون نعمت وزارت را كفران كردهاى كه از آسيابانى پا فراتر ننهادهاى » .
احمد بن عمّار مدّتى در وزارت معتصم به سر برد ، تا آنكه نامهاى از يكى از عمّال فرا رسيد كه در آن از فراوانى نعمت و بسيارى ( كلأ ) گياه در محلّ مأموريت خود خبر داده بود ، معتصم از احمد بن عمّار سؤال كرد : كلأ چيست ؟ احمد بن عمّار درماند ، معتصم محمّد بن عبد الملك زيّات را كه يكى از خواصّ و اتباع خود بود فرا خواند ، و راجع به كلأ از او پرسش كرد ، محمّد بن عبد الملك گفت : گياه در آغاز « بقل » خوانده مىشود ، چون كمى برآيد آن را « كلأ » گويند ، و چون پژمرده شود و بخشكد آن را « حشيش » نامند . معتصم به احمد بن عمّار گفت : تو ديوانها را زير نظر گير ، و محمّد بن عبد الملك نامهها را به من عرضه دارد ، سپس محمّد بن عبد الملك زيّات را وزير خود كرد ، و ابن عمّار را به خوشى از شغل وزارت بر كنار نمود .
وزارت محمد بن عبد الملك زيات
پدر محمّد در زمان مأمون بازرگانى توانگر بود . محمّد همچنان پرورش