يافته به خواندن و فرا گرفتن آداب پرداخت . وى بسيار باهوش بود ، ازينرو در هر رشتهاى پيشرفت نمود ، تا آنكه از حيث فهم و خرد و هوش و ادب و نوشتن و سرودن شعر ، و اطّلاع بر آداب رياست و قواعد سلطنت نادرهء زمان خود شد .
چون دوران معتصم چنان كه شرحش گذشت فرا رسيد ، معتصم او را وزير خود كرد . محمّد بن عبد الملك نيز بار گران وزارت را بر دوش گرفت ، و چنان از عهدهء آن برآمد كه پيشينيان وى هرگز چنين از عهدهء آن برنيامدند . محمّد بن عبد الملك مردى جبّار و متكبّر و بدخوى و سنگدل و با خشونت بود ، و مردم وى را دشمن مىداشتند . وى تا روزى كه معتصم درگذشت وزارت او را به عهده داشت .
زمانى معتصم فرمان داد مالى را به فرزندش واثق بدهند ، و پرداخت آن را به عهدهء ابن زيّات نهاد ، ولى ابن زيّات از دادن آن سر باز زد و به معتصم اشارت نمود كه چيزى به واثق ندهد ، معتصم گفتار او را پذيرفت و از فرمانى كه در اين باره داده بود منصرف شد . واثق نيز به خطّ خود يادداشتى نوشته در آن به حجّ و عتق و صدقه سوگند ياد كرد كه اگر به خلافت رسد ابن زيّات را به بدترين صورت به قتل برساند . چون معتصم درگذشت ، و واثق به كرسى خلافت نشست ، داستان ابن زيّات به يادش آمد ، و بر آن شد كه در قتل وى شتاب كند ، ولى از طرفى ترسيد پس از آن شخصى مانند او را نيابد ، ازينرو به حاجب خود فرمان داد ده نفر از كتّاب و نويسندگان را نزدش حاضر سازند ، چون ايشان نزد واثق حضور يافتند واثق به آزمايش آنها پرداخت ، ولى در ميان ايشان كسى را نيافت كه مورد رضايتش باشد ، سپس به حاجب خود گفت : محمّد بن عبد الملك را كه خلافت من به دو نيازمند است نزدم حاضر كن ، حاجب رفته محمّد را نزد وى آورد ، و محمّد همچنان با حال ترس و وحشت در مقابل واثق ايستاد ، آنگاه واثق به خادم خود گفت : فلان نامه را بياور ، خادم نامهاى را كه واثق نوشته در آن سوگند ياد كرده
تاريخ فخرى در آداب ملكدارى و دولتهاى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 325
مساهمون: محمد بن علي بن طباطبا ( ابن الطقطقي )
ص٣٢٥