و يسلم فى الاحسان من قول قائل * تكرم لما خامرته ابنة الكرم
« بخششهاى مستانهاش را در حال هوشيارى تكرار مىكند تا بدانند كه جوانمردى او از روى دانايى است . و هم در نيكى نمودن از اين گفتار سالم باشد كه :
چون دختر رز او را فريب مىدهد دست به كرم مىگشايد . » از اسرار جوانمردى وى آنست كه از اسراف و تبذير هر قدر باشد به دور است . زيرا كه دست گشودن به مال و بيش از اندازه خرج كردن در مواردى مهم و مواقعى بجاست ، ولى هر گاه آرزومندى با او روبرو شود ، يا خواهشمندى نزد وى آيد ، همچون سيل كه در زمين هموار سرازير شود دربارهء او بذل و بخشش مىكند :
عشق المكارم فاستهام بذكرها * و المكرمات قليلة العشاق
و اقام سوقا للثناء و لم تكن * سوق الثناء تعد فى الاسواق
فاذكر صنائعه فلسن صنائعا * لكنهن قلائد الاعناق
و الثم انامله فلسن اناملا * لكنهن مفاتح الارزاق
« با آنكه عاشقان مردمى اندكند وى شيفتهء مردمى و دلباختهء آنست . گر چه بازار ستايش در ميان بازارها به شمار نمىآيد ، ليكن وى آن را رايج كرده بر پا داشته است . از نيكىهاى وى سخن مگو كه آن نه نيكى است ، بلكه همچون گردنبند زيبارويان است . انگشتانش را ببوس كه انگشت نيست بلكه كليد روزى مردمان است » .
اى كه در اين كتاب مىنگرى پندارم آنچه را به گوشت رسيد بزرگ شمردى ؟
اگر شك و گمانى برايت حاصل شده بزرگان اين زمان را در نظر بگير تا ببينى چگونه دربارهء ذرهاى باريك بينند ، ولى او به مرواريد هم اهميت نمىدهد . آنان در پى اندوختن مالند ، ولى او جوياى بلند آوازگى و نام . آنان را دوستى فرزندان شيفته كرده است و او دلباختهء خواهشگران و ميهمانان است . ايشان از وام و تاوان گريزانند ، ليكن