نيز از ابتكارات مأمون نقل دولت از بنى عبّاس به فرزندان على ( ع ) ، و تغيير جامهء مردم از رنگ سياه به رنگ سبز بود ، و مىگفتند كه جامهء سبز رنگ جامهء اهل بهشت است .
شرح چگونگى نقل دولت از بنى عباس به فرزندان على ( ع ) :
مورّخين گويند كه مأمون دربارهء خلافت پس از خود به انديشه پرداخته بر آن شد كه خلافت را پس از خويشتن به كسى بسپارد كه صلاحيّت آن را داشته باشد تا ذمّهاش برى شود ، ازينرو در احوال بزرگان دو خانوادهء عبّاسى و علوى به تحقيق پرداخت ، و عاقبت كسى را كه از حيث صلاحيّت و فضل و ورع و دين برتر از علىّ بن موسى الرّضا ( ع ) باشد نيافت ، ازينرو ولايت عهد خويش را به دو سپرد ، و با خطّ خود نامهاى در اين باره به دو نوشت ، و او را به پذيرفتن ولايتعهد واداشت .
علىّ بن موسى الرضا ( ع ) در آغاز امتناع ورزيد ، ليكن پس از آن جواب مأمون را با خطّ خود در پشت نامهاش بدين مضمون نوشت : من براى امتثال امر فرمان تو را مىپذيرم ، ولى جفر و جامعه [ 1 ] بر خلاف آن دلالت دارند . سپس گواهان شهادت خود را در اين باره أدا كردند .
ناگفته نماند كسى كه پيشنهاد اين امر را به مأمون كرده و همواره آن را نزد
هامش
[ ( 1 - ) ] جفر و جامعه : در حديث است كه رسول خدا ( ص ) جفر و جامعه را بر امير المؤمنين على ( ع ) أملا كرد ، و جفر و جامعه چنان كه در حديث تفسير شده عبارت از پوست بز و پوست قوچى بوده كه جميع علوم حتى جريمهء خدشه و يك تازيانه و نصف تازيانه در آن بيان شده است .
از محقق شريف ( ميرسيد شريف جرجانى ) در شرح مواقف نقل شده است كه جفر و جامعه دو كتاب از آن على ( ع ) بوده كه جميع حوادث تا انقراض عالم به طريقهء علم حروف در آن ذكر شده است ، و ائمهء معروف از اولاد وى آن را مىدانستند ، و با آن حكم و داورى مىكردند . طريحى ، مجمع البحرين .