ديگر آنكه وى مردم را واداشت به خلق قرآن قائل شوند ، و اين رأى و گفتار در روزگار مأمون پديد آمد ، و با احمد بن حنبل و كسان ديگر دربارهء آن مناظره شد . مأمون هنگام درگذشت در خصوص خلق قرآن به برادرش معتصم وصيّت و سفارش كرد ، و چون معتصم به خلافت رسيد در پيرامون آن به گفتگو پرداخت ، و احمد بن حنبل را تازيانه زد ، چنان كه در جاى خود به شرح آن خواهيم پرداخت . [ 1 ]
هامش
[ ( 1 - ) ] موضوع خلق قرآن چنان كه ابن حزم گويد : عبارت از اين است كه معتزله مىگفتند :
كلام خداوند كه قرآن از آن جمله است ، صفت فعل است كه مخلوق اوست ، چنان كه خداوند با كلامى كه در درخت به وجود آورد با موسى سخن گفت . و اهل سنت را عقيده بر اين است كه كلام خداوند عبارت از علم اوست كه قديم و غير مخلوق است و اين قول احمد بن حنبل و جز اوست ليكن اشعريين بر خلاف اين دو عقيده داشتند و مىگفتند : كلام خدا نه مخلوق است و نه علم او ، بلكه صفت ذات اوست . الفصل فى الملل و الأهواء و النحل ج 3 ص 4 .
مسئلهء خلق قرآن كه روزگارى مورد گفتگو و بحث و جدال بوده از مسائلى است كه طرف علاقهء مأمون قرار گرفته در صدد تنفيذ و تثبيت آن برآمد . وى به سبب حريت فكر و رغبتى كه در قياسات عقلى و مباحث فلسفى داشت از طرفداران مذهب اعتزال و از جمله موضوع خلق قرآن بود .
مأمون و پس از وى برادرش معتصم و سپس واثق در خصوص واداشتن مردم به اعتقاد به خلق قرآن از هيچ گونه سختگيرى و فشار و جستجو از عقايد عمومى ( محنت ) فروگذارى نكردند ، چندان كه احمد بن حنبل پيشواى حنابله در پايان زندگى مأمون براى اين امر احضار و مدت بيست و هشت ماه به زندان افكنده شد . سپس معتصم با دستيارى قاضىاش احمد بن ابى دؤاد وى را به مناظره كشيده سه روز محاكمهاش كردند ، و چون احمد حاضر نشد تسليم عقيدهء مذكور شود ، او را به تازيانه بسته چندان زدند كه احمد مجروح و بيهوش شد ، و پشتش در هم شكست ، و آثار تازيانه تا پايان عمر در پشتش ظاهر بود . شايد همين امر سبب شد كه احمد بن حنبل چندان مورد توجه مردم قرار گرفت كه به نقل ابن خلكان روز وفاتش در حدود هشت صد هزار مرد و شصت هزار زن در تشييع جنازهاش حاضر شدند .