دوران امين به شرحى كه ذكر شد پايان يافت ، و پس از وى برادرش عبد اللّه مأمون به فرمانروايى رسيد .
خلافت عبد اللّه مأمون
در سال صد و نود و هشت در بغداد با مأمون بيعت عامّ به عمل آمد .
مأمون از افاضل خلفاى بنى عبّاس ، و از حكما و دانشمندان ايشان به شمار مىرفت . وى مردى بردبار و زيرك و سرسخت و كريم بود . دربارهء مأمون نقل كردهاند كه هنگامى كه در دمشق بود تنگدستى سختى برايش پيشآمد نمود ، و دستش از مال تهى شد . ازينرو مطلب را با برادرش معتصم كه مناطقى چند در زير فرمانش بود در ميان نهاد ، معتصم به دو گفت : اى امير المؤمنين هفتهاى نخواهد گذشت كه مالى هنگفت برايت مىرسد . در همين روزها از نقاطى كه در زير فرمان معتصم بود سى هزار ميليون درهم [ 1 ] و اصل شد . مأمون هنگام فرا رسيدن آن مال به يحيى بن اكثم گفت : بيا تا براى تماشاى آن از شهر بيرون برويم ، سپس مأمون از شهر بيرون رفته مردم نيز در پى او خارج شدند ، آنگاه بارهاى پول كه به صورتى جالب تزيين شده بود وارد شد ، و مأمون همچنان آن را تماشا مىكرد ، و مردم نيز از بسيارى آن سخن مىگفتند و شادمانى مىكردند . در اين وقت مأمون اظهار كرد كه اين از پستى و لئامت است كه ما با اين اموال هنگفت شادمان به خانهء خود برويم ولى مردم نوميد بازگردند ، سپس به دبير خود فرمان داد تا از آن مال يك ميليون درهم به يكى ، و يك ميليون درهم به ديگرى ، و يك ميليون درهم يا بيشتر بدان ديگر حواله دهند ، تا آنكه پى در پى بيست و چهار هزار ميليون درهم از آن مال را ميان مردم تقسيم كرد ، و هنوز پايش در ركاب بود . سپس باقىماندهء
هامش
[ ( 1 - ) ] اصولا دربارهء بسيارى از چنين ارقامى كه در تواريخ اسلامى نقل شده است بايد با ديدهء ترديد نگريست ، و در خصوص اطمينان به آن ، جانب احتياط را رعايت نمود .