تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ فخرى در آداب ملكدارى و دولتهاى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 296

مساهمون:

ص٢٩٦
يكى از امراى لشكر امين بود بر امين شوريده او را از خلافت خلع كرد و زندانى نمود ، و با مأمون بيعت كرد ، و گروهى از لشكريان نيز او را پيروى كردند ، در اين هنگام گروهى ديگر از سپاهيان گرد آمده گفتند : اگر حسين بن علىّ بن عيسى با اين كار مىخواهد نزد مأمون تحصيل آبرو كند ما چرا با آزاد كردن خليفهء خود و نشاندن وى به كرسى خلافت نزد او كسب آبرو نكنيم ، ازينرو هر دو دسته با يك ديگر به جنگ و جدال پرداختند ، و عاقبت طرفداران امين پيروز شده به زندان رفتند ، و امين را بيرون آوردند ، و دوباره به كرسى خلافت نشاندند ، سپس به تعقيب حسين بن علىّ بن عيسى پرداخته او را دستگير كردند و نزد امين آوردند ، امين وى را مورد بازخواست قرار داد ، حسين نيز از امين عذرخواهى كرد ، و سرانجام امين از گناه او درگذشت ، و او را خلعت بخشيد ، و امارت لشكر را به وى سپرد ، و فرمان داد حسين به جنگ مأمون رود ، حسين نيز از بغداد خارج شده گريخت ، امين لشكرى در پى او فرستاد و او را گرفته كشتند ، و سرش را براى امين آوردند . بدينسان روز بروز دامنهء آتش فتنه بالا مىگرفت ، و اختلاف زيادتر مىشد ، تا آنكه مأمون هرثمه و طاهر بن حسين را كه هر دو از بزرگان امراى لشكر وى بودند با سپاهى انبوه براى محاصرهء بغداد و جنگ با امين گسيل كرد ، آنان نيز بغداد را مدّت زمانى محاصره كرده با لشكريان خود به جنگى سخت پرداختند ، و ميان دو گروه زد و خوردهاى بسيار روى داد ، كه آخر الامر پيروزى با سپاه مأمون شد ، و امين به قتل رسيد ، و سر وى براى برادرش در خراسان فرستاده شد . اين در سال صد و نود و هشت بود . امّا چگونگى وزارت در روزگار امين ، بايد دانست كه امين جز فضل بن ربيع وزير پدرش كسى را به وزارت برنگزيد ، و شرح قسمتى جالب از سيرهء فضل بن ربيع در وزارتش براى رشيد بيان شد .