« اى نكوهشگر ، جود و بخشش مرا نابود نمىكند ، و بدنامى بخل شخص بخيل را جاودان نمىسازد . بسا جوانمردانى كه استخوانشان در دل خاك پنهان و پوسيده است ، ليكن خوى نيكشان زبانزد مردم است . » با همتى كه از بلندى به آسمان رسيده از جوزا [ 1 ] در گذشته است ، از اينجاست كه به علم نجوم آشناست ، زيرا وى علم نجوم را با فرا رفتن و نزديك شدن به ستاره آموخته است ؛ نه با اسطرلاب و شماره . در بلندى مرتبت به آسمان رسيده اختران دربارهء اسرار آسمان با وى گفتگو كردهاند ، و در علو مقام سر به افلاك ساييده مشارق و مغارب افلاك از اخبار آن برايش سخن گفتهاند .
له همم لا منتهى لكبارها * و همته الصغرى اجلّ من الدهر
« وى را همتهايى است كه بزرگترين آن هرگز پايان ندارد ، و كوچكترينش از روزگار هم بزرگتر است . » اموال نفيس وى هيچگاه در گنجينههايش نمىماند ، و جز به خانهء خواستاران و سؤالكنندگان سپرده نمىشود :
انا اذا اجتمعت يوما دراهمنا * ظلّت الى طرق العلياء تستبق
لا يألف الدرهم المنقوش صرّتنا * لكن يمر عليها و هو منطلق
« هر گاه روزى نقدينهاى براى ما گرد آيد چيزى نمىگذرد كه در راه سربلندى و بزرگوارى صرف مىشود . درهم منقوش با كيسهء ما خوى نمىگيرد ، بلكه از آن مىگذرد و مىگريزد . »
در مستى و هوشيارى كريم است
در مستى همان جوانمردى را دارد كه در هوشيارى دارد .
يعيد عطايا سكره عند صحوه * ليعلم ان الجود منه على علم
هامش
[ ( 1 - ) ] جوزاء : برجى است در آسمان ، اقرب الموارد .