تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ فخرى در آداب ملكدارى و دولتهاى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 286

مساهمون:

ص٢٨٦
نيكى كنى و او را هر چه زودتر نزد من بازگردانى كه من مشتاق ديدار اويم و به وجودش نيازمندم . چون نامه كه خطّ وزير در پشت آن بود به حاكم مصر رسيد ، نزديك بود از شادى پرواز كند ، ازينرو نهايت احسان را دربارهء آن مرد روا داشت ، و اموال فراوان و هديه‌هاى نيكو به دو بخشيد . پس از چندى آن مرد با ثروتى هنگفت به بغداد برگشت ، و به حضور جعفر بن يحيى بار يافت ، چون بر جعفر وارد شد سلام كرد ، و زمين ادب را نزدش بوسيد و بناى گريه و زارى نهاد ، جعفر به دو گفت : اى برادر تو كيستى ؟ گفت : مولاى من ، من بنده و رهين منّت توأم ، همان كسى كه جرأت ورزيده نامه‌اى از قول تو براى حاكم مصر جعل كرد ! جعفر او را شناخته با وى به خوشرويى رفتار كرد ، و او را نزد خود نشاند ، و از حالش پرسش نمود و به دو گفت : از اين كارى كه كردى چقدر به تو رسيده است ؟ گفت : صد هزار دينار ، جعفر آن مبلغ را ناچيز شمرده گفت : نزد ما بمان تا آن را برايت دو برابر كنيم وى مدّتى نزد جعفر ماند و معادل همان مبلغ را نيز از او گرفت [ 1 ] . دولت برامكه همچنان در حال رشد و پيشرفت و عظمت بود تا آنكه دنيا از ايشان روىگردان شد . نشانه‌اى از برگشت دولت برمكيان : بختيشوع طبيب [ 2 ] گويد : من روزى به كاخ خلد در بغداد بر هارون الرّشيد وارد شدم ، در اين وقت برمكيان نيز در طرف
هامش
[ ( 1 - ) ] قصه‌اى شبيه به قصهء مذكور در كتاب : تاريخ الوزراى صابى ص 129 به ابو الحسن بن فرات وزير مشهور عباسيان ، و همچنين در كتاب : المحاسن و المساوى بيهقى ص 388 به يحيى بن خالد برمكى پدر جعفر مذكور نسبت داده شده است . [ ( 2 - ) ] بختيشوع بن جرجيس بن بختيشوع جنديشاپورى طبيب هارون الرشيد متوفى در سال 185 هجرى است . تعليقات دكتر معين بر چهار مقالهء نظامى عروضى . ص 408 .