انباشته مىسازد ، و سايهء رأفت و مهربانى خويش را بر ايشان مىافكند ، و همواره آنها را مورد عطوفت و رحمت قرار مىدهد ، و هرگز از بخشش و دهش باز نمىايستد و هر چه به دولت و توانائيش افزوده شود فروتنى و نرميش بيشتر مىگردد ، و هر چند در فرمانروايى پيش رود پرچمى از جوانمردى و بزرگوارى بر مىافرازد .
پسر ابراهيم كه خداوند پيروزيش را عزت دهد ، و امر و نهيش را روا گرداند ، همان كس كه نيكنامى جوانمردان ، و وقار كوهها ، و شجاعت شيرها را به دست فراموشى سپرده :
للشمس فيه و للرياح و للسحا * ب و للبحار و للاسود شمائل
« از آفتاب و باد و ابر و دريا و شير در خوى و شمايل او اثرهاست » .
همان مرد بىهمتايى كه در پيشانى روزگار نورى درخشان ، و بر گردنبند آن مرواريدى غلطان است ، همان نيك سيرتى كه اخبار گذشتگان را تصديق كرده است ، و مفاخر از ياد رفتهء پيشينيان را تحقيق بخشيده است . ابن رومى [ 1 ] مىگويد :
اظن بأن الدهر ما زال هكذا * و ان حديث الجود ليس له اصل
وهب انه كان الكرام كما حكوا * اما كان فيهم واحد و له نسل
« گمان دارم كه روزگار همواره چنين بوده است و داستان جوانمردى اصلى ندارد . انگار كه جوانمردان چنان بودند كه حكايت كردهاند ، ولى آيا در ميان ايشان يكى نبود كه از وى نسلى بماند » .
اگر ابن رومى عيسى بن ابراهيم را ديده بود ، چيزهايى كه از داستانهاى جوانمردان شنيده بود تصديق مىكرد ، و گمان بد به دلش راه نمىيافت .
فرمانروايى كه هر گاه ذهن شريف و انديشهء لطيف خود را بر مطالب ديوانى و امور سلطانى بر گمارد دشوارىها آسان ، و سختىها نرم ، و نهفتهها برايش آشكار
هامش
[ ( 1 - ) ] ابن رومى : ابو الحسن على بن عباس شاعر معروف متوفى در سال 283 . جرجى - زيدان . آداب اللغة العربيه .