خويش گردانيد ، و دستخطّى حاكى از اين كه يعقوب برادر وى در راه خدا مىباشد براى او نوشت . و او را وزير خويش گردانيده كلّيهء امور را به دو تفويض كرد ، و ديوانها را در اختيارش نهاد ، و او را بر همهء مردم مقدّم داشت تا جايى كه بشّار [ 1 ] مهدى را هجو كرده گفت :
بنى اميّة هبّوا طال نومكم * انّ الخليفة يعقوب بن داود
ضاعت خلافتكم يا قوم فالتمسوا * خلافة اللّه بين النّاى و العود
« اى بنى اميّه به هوش آييد و از خواب گران برخيزيد ، زيرا خليفه يعقوب بن داود است . اى مردم خلافت از دست رفت برخيزيد و آن را ميان عود و ناى جستجو كنيد » .
اين بدان سبب بود كه مهدى همواره به لهو و لعب و سماع اغانى اشتغال داشت ، و كلّيهء امور را به يعقوب بن داود سپرده بود ، و يارانش نيز در نزد وى شرب نبيذ مىكردند .
بعضى نيز گفتهاند كه مهدى در نزد اصحاب خويش نبيذ نمىنوشيد . و به هر حال يعقوب بن داود مهدى را از اين گونه كارها نهى مىكرد ، و او را پند داده مىگفت : آيا پس از نماز در مسجد مرتكب اين كارها مىشوى ؟ ولى مهدى به سخنان او توجّهى نمىكرد .
شاعر در اين باره به مهدى گفته است :
فدع عنك يعقوب بن داود جانبا * و اقبل على صهباء طيّبة النّشر
« يعقوب بن داود را كنار زن و به مى خوشگوار روى آور » . از آن پس سخنچينان پيوسته نزد مهدى از يعقوب بن داود سعايت كردند ، تا آنكه مهدى بر وى سخت گرفت و او را به سياهچال افكند .
هامش
[ ( 1 - ) ] بشار بن برد : شاعر نابيناى آغاز عهد عباسى و يكى از نوابغ شعراى عرب متوفى در سال 167 هجرى بود . جرجى زيدان : آداب اللغة العربيه .