تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ فخرى در آداب ملكدارى و دولتهاى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 251

مساهمون:

ص٢٥١
برادرانش جملگى دبيران نصر بن سيّار امير خراسان بودند . يعقوب بن داود اظهار تشيّع مىكرد ، و در ابتداى امر به فرزندان عبد اللّه بن حسن بن حسن مايل بود ، و پيش‌آمدهايى نيز در اين باره براى وى كرد . مهدى از آنجا كه مىترسيد فرزندان حسن دست به كارهايى بزنند كه تدارك و جبران آن مشكل باشد ، ازينرو در جستجوى شخصى بر آمد كه با ايشان مأنوس باشد تا به دست وى آنها را سركوب كند . ربيع حاجب يعقوب بن داود را به او معرّفى كرد ، زيرا ميان ربيع و يعقوب بن داود دوستى ديرينه‌اى وجود داشت ، و هم آن دو نيك مىتوانستند در نابود كردن ابو عبيد اللّه وزير با يك ديگر اتّفاق كنند . مهدى نيز يعقوب بن داود را احضار كرد و با او به گفتگو پرداخت ، و دريافت كه وى از حيث عقل و رفتار و فضل و كمال سرآمد مردم است . لذا خرسند شده يعقوب بن داود را براى خود برگزيد ، و او را وزارت داد و كلّيهء امور را در دست وى نهاد . نيز گفته‌اند كه سبب وزارت يعقوب بن داود چيز ديگر بود ، و آن اين بود كه وى با ربيع قرار گذاشته بود چنانچه او را به وزارت برساند صد هزار دينار به دو بدهد . ربيع نيز همواره نزد مهدى در خلوت يعقوب بن داود را مىستود و دربارهء او سخن مىگفت ، مهدى نيز مايل شد او را ببيند ، و چون يعقوب نزد مهدى آمد مهدى وى را از حيث فضل و اخلاق كامل‌ترين افراد مردم يافت ، سپس يعقوب بن داود به مهدى گفت : اى امير المؤمنين كنون مطالبى هست كه حقيقت آن آشكار نيست ، اگر مرا عهده‌دار عرض آن كنى در خيرخواهى براى تو كوشش فراوان خواهم نمود ، مهدى نيز وى را به خود نزديك كرد . يعقوب بن داود چندان در خصوص مصالح و مهمّات كشور و راهنمايىهاى سودمند مطالبى به مهدى عرضه كرد كه پيش از آن هرگز چنين مطالبى گوشزد وى نشده بود ، بنابر اين مهدى وى را از خواص