تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ فخرى در آداب ملكدارى و دولتهاى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 6

مساهمون:

ص٦
مىآوردند ، وزين كاتب و عز الدين محدث از اوضاع و احوال عالم برايش مىخواندند .

مكارم اخلاق عيسى بن ابراهيم

اين گفتار نيازمند شرح حالى است ، و آن اين كه در آن هنگام كه فرمان قضا مرا به موصل حدباء [ 1 ] فرود آورد ، و من بدون توجه به چون و چندش در آن سرزمين فرود آمدم ، و به مصداق فرمودهء خداوند تعالى :
وَ دَخَلَ الْمَدِينَةَ عَلى حِينِ غَفْلَةٍ مِنْ أَهْلِها
[ 2 ] بدان جا پا نهادم ، و بر آن شدم كه در شهر مذكور چندان توقف كنم تا شدت سرما درهم شكند ، و لباس زمستانى سنگينى نمايد ، سپس به تبريز رهسپار شوم . چون در موصل مستقر شدم از جهات مختلف ، و صاحب‌نظران گوناگون به وفور فضل و كمال فرمانرواى آن پى بردم ، فرمانروايى كه مولاى مكرم و مخدوم معظم و افضل و اعظم پادشاهان و بردبارترين و كريم‌ترين فرمانروايان و فخر ملت و دين است . خصايصى دارد كه اگر روزگار دارا باشد هيچ آزاد مردى از سختىهاى آن شكوه نمىكند ، و از آن به هيچ كس آزارى نمىرسد ، و اگر دريا دارا باشد هرگز آبش تلخ و شور نمىگردد ، و دريانورد از موجش بيم به خود نمىگيرد ، و اگر ستارگان دارا باشند هرگز نورشان پايان نمىپذيرد ، عيسى كه مردهء فضايل را زنده مىكند ، و نعمت‌هاى نهفته را پراكنده مىسازد ، و بازار جوانمردى و بزرگوارى را در زمانى كه آرام و كساد است رايج و بر پا مىدارد ، و نيكىهاى فراموش شده را آشكار نموده به ياد ميآورد ، و از آزادمردان كه در اين روزگار بسى كمياب‌اند جانبدارى مىكند . و مشتشان را با دستى گرانمايه و جوانمردانه از عطاياى خود
هامش
[ ( 1 - ) ] حدباء لقب موصل است ، و به سبب اعوجاج و تحدب دجله در آن جا حدباء ناميده شده است . ياقوت معجم البلدان . [ ( 2 - ) ] سورهء قصص ، آيهء 14 .