سرگرم كند ، و از پرداختن به من و جز من بازش دارد . شما كتابهايى برايش آوردهايد كه راه نابود كردن وزير و گرد آوردن اموال را به دو مىشناساند ، و طريق ويرانى بلاد را به جاى آباد كردن آن به دو مىآموزد . اينها را ببريد و كتابهايى تهيه كنيد كه در آن حكايات سرگرمكننده ، و اشعار نشاطآور وجود داشته باشد .
دانش و معرفت در خلفا و سلاطين
گروهى هوشيارى و معرفت به امور را در خلفا و سلاطين ناپسند مىدانستند .
هنگامى كه مكتفى باللّه وفات يافت ، وزيرش بر آن شد كه با عبد اللّه بن معتز بيعت كند ، و عبد اللّه مردى فاضل و خردمند و دانشپژوه بود . در اين هنگام يكى از دبيران زيرك و كاردان به دو گفت : اى وزير اين تصميمى كه دربارهء بيعت با ابن - معتز گرفتهاى درست نيست . وزير گفت : چرا ؟ دبير گفت : تو را چه حاجت كه كسى را به كرسى خلافت بنشانى كه به وزن و اندازه و قيمتها آشناست ، و به همهء امور آگاه است ، و زشت و زيبا را تشخيص مىدهد ، و خانه و باغ و دهكدهء تو را ديده است ؟ ! صلاح در اين است كه كودكى خردسال را به كرسى خلافت بنشانى تا اسم خلافت او را باشد و حقيقتش از آن تو ، و همچنان او را تربيت كنى تا بزرگ شود ، چون بزرگ شد وى حق تربيتى را كه بر گردنش دارى خواهد شناخت ، و تو نيز به آرزوهاى خود در مدت كودكى او رسيدهاى .
وزير در اين خيرانديشى از دبير سپاسگزارى نمود ، و از بيعت با عبد اللّه بن - معتز منصرف شده با مقتدر كه در اين وقت سيزده سال داشت بيعت كرد .
در مجلس انس بدر الدين لؤلؤ [ 1 ] حاكم موصل - كه خدايش رحمت كند - چيزى كه بيش از همه رواج داشت همانا خواندن اشعار دلانگيز ، و داستانهاى سرگرم كننده بود . و چون ماه رمضان فرا مىرسيد كتب تاريخ و سير برايش
هامش
[ ( 1 - ) ] بدر الدين لؤلؤ غلام و وزير ناصر الدين محمود آخرين اتابك زندگى موصل بود كه پس از وى در سال 631 به امارت موصل رسيد . لين پول ، طبقات سلاطين اسلام .