تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ فخرى در آداب ملكدارى و دولتهاى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 245

مساهمون:

ص٢٤٥
گرد آورد و به ايشان گفت : هر يك از شما كه مىخواهد با من به آسمان پرواز كند خود را در اين آتش بيفكند ، و از ترس آنكه مبادا جثّهء او و خانواده‌اش به دست دشمن بيفتد همگى خويشتن را در آتش افكندند ، چون جملگى سوختند درهاى قلعه گشوده شد ، و سپاه مهدى داخل شده آن را خالى و ويران يافتند . چون مهدى به خلافت رسيد گفتگوى خلع عيسى بن موسى و بيعت گرفتن براى دو فرزندش موسى الهادى و هارون الرّشيد را از سر گرفت . و شرح اين قضيّه و چگونگى خلع عيسى در روزگار منصور ، و اين كه منصور مهدى را بر وى مقدّم داشت پيش از اين نگاشته شد . چون مهدى عهده‌دار خلافت شد ولايت عهد را چنان كه منصور براى فرزندش مهدى خواست ، مهدى نيز براى فرزندانش خواستار شد ، و از عيسى بن موسى خواست كه خود را خلع كند ، ولى عيسى امتناع ورزيد . مهدى نيز با وى بناى وعد و وعيد نهاد ، تا آنكه عيسى خواستهء مهدى را اجابت نمود ، و مهدى گواهانى بر اين امر اقامه كرد ، و براى دو فرزندش هادى و هارون بيعت گرفت . مهدى نيز مانند پدرش منصور همواره در جزئيّات و دقايق امور مىنگريست ازينرو هنگامى كه عهده‌دار خلافت شد نسبت آل زياد بن ابيه را به عبيد ثقفى برگرداند . و نام ايشان را از دفتر و ديوان قريش ساقط كرد . همچنين نسبت آل ابى بكره را به ولاى پيغمبر ( ص ) برگرداند ، و نوشته‌هايى در اين باره ثبت شد ، و فرمانش مورد عمل قرار گرفت ، ليكن پس از چندى عمّال دولت از آل زياد رشوه گرفته نام ايشان را دوباره به دفتر و ديوان قريش برگرداندند . مهدى چندين بار به روم لشكر كشيد ، و پيوسته غلبه با او بود . وى در