تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ فخرى در آداب ملكدارى و دولتهاى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 233

مساهمون:

ص٢٣٣
بر شتر بودند جملگى يك صدا فرياد زدند : وا محمّداه : در اين هنگام شتران رم برداشته به عقب برگشتند ، و رو به لشكر سنباد نهادند ، و ايشان را پراكنده ساختند ، و سپاه منصور نيز آنها را تعقيب كرده در پى شتران قرار گرفتند ، و شمشير در ميان سپاهيان سنباد نهاده ايشان را به قتل رساندند . گويند شمارهء كشتگان در آن واقعه نزديك به شصت هزار نفر بود . اين به تجربه رسيده است كه هر كس دولتى را پىريزى كند ، و آن را به وجود آورد غالبا از آن بهره‌اى نخواهد برد . پيغمبر ( ص ) فرموده است : « لا تتمنّوا الدّول فتحرموها » يعنى : آرزوى دولت مكنيد كه از آن محروم و بى بهره خواهيد ماند . شايد اين بدان جهت است كه در مخترع و موجد دولت يك نوع گستاخى و جرأتى وجود دارد كه تحمّل آن براى ملوك و پادشاهان غير ممكن است ، و هر چه آن جرأت و گستاخى زياد شود امتناع و كراهت ايشان زيادتر مىشود ، تا آنكه سرانجام وى را نابود مىكنند . نيز منصور پسر برادر خود عيسى بن موسى را از ولايت عهد خلع كرد ، و مهدى پسر خويش را جاى او نهاد . شرح چگونگى خلع عيسى بن موسى : وى عيسى بن موسى بن محمّد بن علىّ بن عبد اللّه بن عبّاس امير كوفه و پسر برادر منصور بود ، ابراهيم امام ، عيسى بن موسى را پس از منصور ولىّ عهد قرار داده بود ، و از مردم براى وى بيعت گرفته ايشان را بدين امر سوگند داده بود . چون مهدى پسر منصور بزرگ شد ، منصور بسيار شيفتهء او گشته خواستار آن شد كه برايش بيعت خلافت گرفته شود ، ازينرو عيسى بن موسى را خلع كرد ، و كسانى را بر اين مطلب گواه نمود ، سپس براى مهدى بيعت گرفت ، و عيسى بن