تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ فخرى در آداب ملكدارى و دولتهاى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 236

مساهمون:

ص٢٣٦
از آن پس خلفا بزرگان خويش را در آنجا دفن مىكردند ، و مقابرى بزرگ در آنجا بنا نهادند ، و فرش و آلاتى بسيار كه قيمت آن از حدّ بيرون بود بدانجا بردند ، و اراضى و املاك و قنات‌هايى بسيار وقف آن كردند . بنابر اين رصافه در زمان خلفا به منزلهء حرمى بود كه هر گاه كسى بدانجا پناه مىبرد در امان بود .

درگذشت منصور

منصور در سال صد و پنجاه و هشت در مكّه در حال احرام درگذشت ، ولى ربيع به منظور بيعت گرفتن براى مهدى مرگ او را پنهان كرد . گويند ربيع منصور را نشانده پشت او را به جايى تكيه داد ، و پارچهء نازكى كه روى منصور از پشت آن نمايان بود ولى چگونگى حالش فهميده نمىشد بر صورت او انداخت ، سپس به بزرگان بنى هاشم اذن دخول داد ، چون ايشان داخل شدند و روبروى منصور كه مىپنداشتند زنده است ايستادند ، ربيع نزديك منصور رفته چنين وانمود كرد كه با وى مشورت مىكند ، سپس نزد بنى هاشم برگشته به ايشان گفت : امير المؤمنين به شما فرمان مىدهد كه بيعت با مهدى را تجديد كنيد ، مردم نيز جملگى با مهدى بيعت كردند . گويند چون اين خبر به مهدى رسيد ربيع را خوار و سبك شمرد و به دو گفت : آيا هيبت امير المؤمنين تو را از اين كار باز نداشت ؟ شرح چگونگى وزارت در روزگار منصور : وزارت در زمان منصور به سبب استبداد وى ، و شايستگى و بىنيازىاش از رأى ديگران چندان اهميّت نداشت ، با اين وصف منصور همواره در امور مشورت مىنمود ، ولى هيبت وزرا در مقابل هيبت او بسيار ناچيز بود ، و وزرا پيوسته از او بيم داشتند ، و هيچگونه ابّهت و رونقى از ايشان ظاهر نمىشد .
تاريخ فخرى در آداب ملكدارى و دولتهاى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 236 | محمد بن علي بن طباطبا ( ابن الطقطقي )