موسى را ولىّ عهد او قرار داد . ارباب سير در كيفيّت خلع عيسى بن موسى اختلاف كردهاند ، بعضى گفتهاند كه منصور خود اين امر را از وى خواست ، و منصور را رسم بر اين بود كه همواره عيسى بن موسى را در طرف راست و مهدى را در طرف چپ خود مىنشاند . چون با عيسى دربارهء خلع خود گفتگو كرد عيسى گفت : اى امير المؤمنين من با سوگندهاى عتق و طلاق و حجّ و صدقهاى كه بر گردن خود و مردم دارم چكنم ؟ نه ، راهى براى خلع نيست ، منصور نيز رفتار خود را با او تغيير داد ، و كمى وى را از خويش دور ساخت ، و از آن پس مهدى را قبل از عيسى مىپذيرفت ، و او را زير دست مهدى مىنشانيد ، و همواره در پى آزار عيسى بود چندانكه گاه اتّفاق مىافتاد كه به اشارهء منصور ديوارى را كه عيسى بن موسى در كنارش نشسته بود سوراخ كرده از آن جا خاك بر سر وى مىريختند ، و عيسى به فرزندانش مىگفت : از اينجا دور شويد و خود به نماز مىايستاد ، و خاك همچنان بر سر او ريخته مىشد ، آنگاه منصور به دو اذن دخول مىداد ، و عيسى بن موسى در حالى كه خاكآلود بود بر او وارد مىشد ، و منصور به دو مىگفت : اى عيسى هيچ كس مانند تو اين گونه غبارآلود بر من وارد نمىشود ، آيا همهء اين غبارها از راه است ؟ عيسى مىگفت : چنين گمان دارم اى امير المؤمنين و هرگز شكايت نمىكرد ! .
نيز گفتهاند كه منصور وى را مسموم كرد ، و عيسى مدّتى بيمار شده سپس بهبود يافت ، ولى منصور همواره در پى آزار او بود تا آنكه عيسى خود را خلع كرد ، و به مهدى دست بيعت داد . نيز گويند منصور به سپاهيان خويش دستور داده بود كه هر گاه عيسى بن موسى را ديدند دشنامش دهند و به دو ناسزا بگويند ، و چون عيسى از اين امر به منصور شكايت كرد منصور گفت : اى پسر برادر به خدا سوگند من از اين سپاهيان بر تو و خودم بيم دارم . زيرا دل ايشان با دوستى
تاريخ فخرى در آداب ملكدارى و دولتهاى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 234
مساهمون: محمد بن علي بن طباطبا ( ابن الطقطقي )
ص٢٣٤