اين جوان ( يعنى مهدى ) در هم آميخته است ، چه مىشود اگر تو وى را بر خود مقدّم بدارى ! عيسى نيز خود را خلع نمود و با مهدى بيعت كرد . چون يكى از مردم كوفه ديد عيسى مهدى را در خلافت بر خويش مقدّم داشته خود ولىّ عهد او شده است گفت : اين همان كسى است كه فردايى بود و پس فردايى شد ! نيز گفتهاند كه منصور ولايت عهد را از عيسى به مالى كه بالغ بر يازده ميليون درهم مىشد خريدارى كرد . نيز گويند كه منصور خالد بن برمك را مأمور اين كار كرد ، خالد نيز گروهى قريب به سى نفر از بستگان منصور را برداشته نزد عيسى رفت و با او دربارهء خلع خود گفتگو كرد ، عيسى از اين كار امتناع ورزيد ، خالد چون اين بديد به آن گروه رو كرده گفت : ما گواهى مىدهيم كه عيسى خود را خلع كرده است ، و با اين كار خون او را حفظ مىكنيم ، و آتش اين فتنه را فرو مىنشانيم ، آن گروه نيز بدين امر گواهى دادند ، آنگاه گواه گرفته شد و عيسى همچنان امتناع مىكرد ولى توجّهى به دو ننمودند ، و مسئلهء خلع را تمام كرده براى مهدى بيعت گرفتند . و خداوند به چگونگى امر آگاهتر است .
نيز منصور بود كه رصافه را براى فرزندش مهدى بنا كرد .
شرح سبب بناى رصافه : هنگامى كه لشكريان منصور بر وى شوريدند ، منصور به قثم بن عبّاس بن عبيد اللّه بن عبّاس گفت : اين درهم ريختگى لشگر از چيست ؟
من بيم دارم كه ايشان با يك ديگر اتفاق كنند ! قثم گفت : اى امير المؤمنين صلاح در آن است كه شهرى در جانب شرقى دجله بنا كنى ، و فرزندت مهدى را با گروهى از سپاهيان به آنجا بفرستى ، تا او با قسمتى از سپاه همواره در شهر جانب شرقى باشد ، و تو نيز با قسمتى ديگر از سپاه در شهر جانب غربى باشى . و چنانچه پيشآمدى از جانب يكى از طرفين نمود تو از جانب ديگرى يارى بجويى .
منصور نيز رأى او را پذيرفت و دست به بناى رصافه زد و آن را به پايان رسانيد
تاريخ فخرى در آداب ملكدارى و دولتهاى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 235
مساهمون: محمد بن علي بن طباطبا ( ابن الطقطقي )
ص٢٣٥