تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ فخرى در آداب ملكدارى و دولتهاى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 232

مساهمون:

ص٢٣٢
وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ ،
پس از آن همه خدماتى كه كرد و رنج‌هايى كه برده و پس از امانى كه به دو داده بودى ! زيرا منصور ابو مسلم را امان داده عيسى بن موسى نيز در اين باره كفالت كرده بود ، منصور گفت : خداوند دل تو را از ابو مسلم بركند ، به خدا سوگند در روى زمين دشمنى بزرگ‌تر از ابو مسلم براى تو نبود ، آيا با زنده بودن ابو مسلم شما را سلطنتى بود ؟ سپس منصور در ميان سپاه ابو مسلم مالى تقسيم كرد ، ايشان نيز پراكنده شدند ، و منصور دست روى خراسان انداخت . اين در سال صد و سى و هفت بود . در پى قتل ابو مسلم مردى به نام سنباد در خراسان به خونخواهى ابو مسلم خراسانى برخاست .

سنباد خونخواه ابو مسلم

شرح چگونگى خروج سنباد : اين سنباد مردى مجوسى و اهل يكى از قراى نيشابور بود ، و هم از اصحاب ابو مسلم و دست‌پروردهاى او به شمار مىآمد . چون ابو مسلم به قتل رسيد سنباد خشمگين شد ، و پيروانى زياد پيدا كرد ، و بسيارى از مردم جبال وى را اطاعت كردند ، و سنباد به بسيارى از بلاد خراسان چيره شد . چون خبر سنباد به منصور رسيد ده هزار سوار به سوى او فرستاد ، و طرفين ميان همدان و رى با يك ديگر روبرو شدند ، سنباد مذكور بلادى را كه به تصرّف در آورده بود يكباره به تباهى كشانيد ، و زن و فرزند مردم را به اسارت گرفت ، و چنين وانمود كرد كه مىخواهد به حجاز رود و كعبه را ويران كند . چون سنباد و لشكر منصور به يك ديگر رسيدند ، سنباد كه گروهى از زنان مسلمانان را اسير كرده بر شتران نشانده با خود آورده بود ، دستور داد اسرا را همچنان پيشاپيش سپاهش وادارند ، زنان اسير نيز در حالى كه سر برهنه سوار