قتل ابو مسلم خراسانى
شرح چگونگى قتل ابو مسلم خراسانى : منصور از ابو مسلم كينه و خشم ديرينهاى در دل داشت ، و ميان اين دو نفر همواره آن خشم و كينه باقى بود ، ازينرو منصور در زمان سفّاح به دو اشارت كرد كه ابو مسلم را به قتل برساند ، ليكن سفّاح به اين كار تن در نداد و گفت : با آن همه خدمات شايانى كه ابو مسلم در دولت ما كرده چگونه من به اين كار اقدام كنم ! .
چون منصور به خلافت رسيد ابو مسلم را - چنان كه شرحش گذشت - به جنگ عموى خود عبد اللّه بن علىّ فرستاد ، چون ابو مسلم بر عبد اللّه پيروز شد ، و آنچه را در سپاه وى بود به غنيمت گرفت ، و عبد اللّه شكست خورده به بصره گريخت .
منصور يكى از خدمتگزاران خود را فرستاد تا بر اموالى كه در سپاه عبد اللّه موجود بود نظارت كند ، ابو مسلم از اين كار به خشم آمده گفت : دربارهء خونها امينم ولى در اموال خائن ! و منصور را دشنام داد .
يكى از جاسوسان منصور اين مطلب را به دو خبر داد ، ابو مسلم نيز از آن هنگام آهنگ مخالفت و سرپيچى كرد ، و بر آن شد كه يكسره به خراسان رهسپار شود و نزد منصور نرود ، منصور بيمناك شد كه مبادا ابو مسلم با حالت خشم به خراسان رفته در آنجا كار را بر وى تباه سازد .
ابو مسلم مردى تيز هوش و شجاع و خردمند و زيرك و دانا و در كارها دلير و با جرأت بود ، و مردم همواره از او بيم داشتند . ابو مسلم سماع حديث كرده از هر علمى بهرهاى داشت .
در اين وقت منصور به ابو مسلم نامهاى نوشت و در آن از وى دلجويى كرد ، و او را به آرامش دعوت نمود ، و وعدهء نيكى به او داد ، و از او خواست نزد وى بيايد . ابو مسلم نيز در پاسخ نوشت من به فرمانبردارى باقىام و عزم خراسان دارم