تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ فخرى در آداب ملكدارى و دولتهاى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 226

مساهمون:

ص٢٢٦
عيسى بن موسى نيز با سپاهى انبوه رهسپار شده در جايى نزديك مدينه با محمّد بن عبد اللّه روبرو شدند ، و با يك ديگر به جنگ پرداختند ، تا آنكه عاقبت سپاه عيسى غلبه يافت و محمّد بن عبد اللّه به قتل رسيد ، و سرش براى منصور فرستاده شد . اين در سال صد و چهل و پنج بود . پس از محمّد برادرش ابراهيم بن عبد اللّه « قتيل باخمرى » ، در بصره خروج كرد .

خروج ابراهيم بن عبد اللّه

شرح چگونگى آن واقعه به نحو اختصار : ابراهيم بن عبد اللّه در آن وقت كه پنهان بود گاه ناشناس در ميان سپاه منصور مىآمد ، و بسا اتّفاق مىافتاد كه بر سر سفرهء منصور نيز مىنشست ، ولى منصور همواره در طلب و جستجوى او بود ، سپس ابراهيم از مدينة المنصور خارج شده به بصره رفت ، و امر خويش را آشكار ساخت ، و مردم را به خويشتن دعوت كرد ، و رفته رفته گروهى از مردم وى را تبعيّت نمودند و پيروانش زياد شدند . منصور نيز پسر برادر خود عيسى بن موسى را پس از آنكه از جنگ با نفس زكيّه و كشتن وى برگشته بود به سوى ابراهيم فرستاد ، عيسى بن موسى با پانزده هزار جنگجو به سوى ابراهيم رهسپار شد ، و هر دو گروه در قريه‌اى نزديك كوفه كه بدان « باخمرى » مىگفتند با يك ديگر روبرو شدند ، و عاقبت سپاه منصور غلبه يافت ، و ابراهيم در ميدان كارزار كشته شد . خدايش رحمت كند . اين در سال صد و چهل و پنج بود .

خروج عبد اللّه بن على

روزگار منصور دورانى آشفته و پرحادثه بود . از جمله كسانى كه بر منصور