تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ فخرى در آداب ملكدارى و دولتهاى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 220

مساهمون:

ص٢٢٠
هرگز به تو دست نخواهد يافت . همچنين تو در اين جا ميان بصره و كوفه و واسط و موصل و ارض سواد قرار دارى ، و هم نزديك به بيابان و دريا و كوه هستى . ازينرو كوشش و حرص منصور در بناى بغداد زيادتر شد ، و به اطراف مملكت نوشت تا صنعتگران و هنرمندان را نزد وى بفرستند ، و نيز گروهى از اشخاص عادل و خردمند و دانا و امين و شناسا به علم هندسه را برگزيده فرمان داد تقسيم شهر و ساختمان آن را به عهده بگيرند ، و سپس در سال صد و چهل و پنج ساختمان آن را شروع كرد . گويند ابو حنيفه صاحب مذهب معروف در آن هنگام خشت و آجر مىشمرد ، و هموست كه شمارش آن را با نى به جهت اختصار اختراع كرد . منصور بارهء شهر بغداد را از پايين پنجاه ذراع ، و از بالا بيست ذراع قرار داد ، و خشت اوّل را با دست خويش به زمين نهاد و خواند : « بسم اللّه و الحمد للّه .
الْأَرْضَ لِلَّهِ يُورِثُها مَنْ يَشاءُ مِنْ عِبادِهِ وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ
[ 1 ] » سپس فرمان شروع بنا را صادر كرد ، و چنان كه گفته شد بناى آن را در سال صد و چهل و پنج شروع كرد ، و در سال صد و چهل و شش به پايان رسانيد ، و شهر را به شكل دايره ساخت ، و قصر خود را در ميان آن بنا نهاد تا كسى از ديگرى به دو نزديك‌تر نباشد . هزينهء ساختمان شهر بغداد به چهار ميليون و سى صد و سى و سه هزار درهم بالغ شد . چون بناى شهر به پايان رسيد منصور امراى لشكر را دربارهء آن قسمت از كارهاى عمارت شهر كه بر عهدهء ايشان بود به حساب كشيد ، و باقيماندهء آن را از ايشان مطالبه كرد ، تا جايى كه از يكى از ايشان به موجب حسابى كه كرده بود پانزده درهم طلبكار شد و آن را باز پس گرفت . نام‌هاى شهر بغداد : شهر مذكور را بغداد مىگفتند زيرا در آن جا موضعى
هامش
[ ( 1 - ) ] سورهء 7 ، آيهء 128 .
تاريخ فخرى در آداب ملكدارى و دولتهاى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 220 | محمد بن علي بن طباطبا ( ابن الطقطقي )