معن را نواخت و ولايت يمن را به دو داد .
نيز منصور كسى است كه شهر بغداد را بنا نهاد .
شرح چگونگى بناى بغداد : منصور در آغاز دولت عبّاسى در نواحى كوفه شهرى بنا كرد و آن را هاشميّه ناميد . چون در آنجا وقعه راونديّه اتفاق افتاد منصور سكونت در آن را به مناسبت اتّفاق مذكور و هم به جهت همسايگى آن با كوفه ناپسند دانست ، زيرا وى از مردم كوفه كه سپاهش را فاسد كرده بودند در امان نبود ، ازينرو خود شخصا بيرون آمده براى انتخاب جايى كه شهرى در آن بسازد ، و خود و اهل و عيال و لشكرش در آن سكونت گزينند به جستجو پرداخت ، تا آنكه به سوى جرجرايا [ 1 ] سرازير شد و به موصل رسيد . سپس گروهى از حكماى خردمند و فهميده را فرستاد و به ايشان امر كرد جايى را براى اين كار در نظر بگيرند ، ايشان نيز جايى را در طرف غربى دجله يعنى نزديك به مشهد موسى و جواد ( ع ) كه شهر منصور ناميده شد برگزيدند ، منصور نيز بدانجا آمده روز و شبى را در آن گذرانيد و آن جا را پسنديد ، و شهر را در آن نقطه بنا كرد .
از مطالب جالبى كه در آن وقت اتّفاق افتاد اين بود كه راهبى از راهبان ديرى كه اكنون به دير روم معروف است از يكى از اصحاب منصور پرسيد : چه كسى مىخواهد در اين جا به ساختن شهر بپردازد ؟ وى گفت : امير المؤمنين منصور خليفهء مسلمانان ، راهب گفت : اسمش چيست ؟ گفت : عبد اللّه ، راهب گفت : نام ديگرى غير از اين هم دارد ؟ آن مرد گفت : خدا را نه ، جز آنكه كنيهاش ابو جعفر و لقبش منصور است ، راهب گفت : نزد وى برو و به دو بگو خود را در ساختن اين شهر رنج ندهد ، زيرا ما در كتابهاى خود يافتهايم كه مردى كه نامش مقلاص است در اين جا شهرى خواهد ساخت ، و آن شهر سرگذشتى خواهد داشت ، و جز
هامش
[ ( 1 - ) ] جرجرايا : بلدهاى بوده ميان واسط و بغداد در جانب شرقى دجله . ياقوت ، معجم البلدان .