را چندان بر سر آن خادم كوفتند تا شكست ، آنگاه وى را بيرون كرده فروخت .
منصور بىنهايت شيفتهء فرزندش مهدى بود . هر گاه شخصى را جريمه مىكرد يا مالى از كسى مىگرفت ، آن را جداگانه در بيت المال مىنهاد ، و نام صاحبش را بر آن مىنوشت ، چون هنگام مرگ وى فرا رسيد به فرزندش مهدى گفت : اى فرزند من هر چه از مردم به عنوان جريمه و مصادره گرفتم آن را در كنارى نهادهام و نام صاحبانش را نيز روى آن نوشتهام ، چون تو عهدهدار خلافت شدى آن را به صاحبانش برگردان تا مردم دعاگويت باشند ، و تو را دوست بدارند .
يزيد بن عمر بن هبيره [ 1 ] گويد : من كسى را در جنگ و آشتى فريبكارتر و زيركتر و سخت هوشيارتر از منصور نديدم ، وى مدّت نه ماه مرا در حالى كه سواران زبدهء عرب در خدمتم بودند محاصره كرد ، و ما آنچه كوشش كرديم تا شكافى در سپاه وى ايجاد كنيم نتوانستيم ، زيرا منصور بىنهايت هوشيار و مسلّط بر لشكر خود بود ، وى مرا محاصره كرد حال آنكه يك موى سپيد در سرم نبود ، و چون محاصره پايان يافت يك موى سياه در سرم وجود نداشت .
بايد دانست كه منصور كسى بود كه اساس دولت را استوار كرد ، و مملكت را از روى حزم و هوشمندى بر پا داشت ، و قواعد و قوانين آن را مرتّب و برقرار ساخت ، و هم چيزهايى اختراع كرد .
از جمله چيزهايى كه منصور اختراع كرد اسب نوبتى بود كه سلاطين پيش از وى بدان آگاهى نداشتند ، و سبب اختراع آن را پس از اين نقل خواهيم كرد .
هامش
[ ( 1 - ) ] يزيد بن عمر بن هبيرهء فزارى ، از واليانى بود كه از جانب بنى اميه بر عراقين حكومت مىكرد ، و پس از ظهور عباسيان در جنگ و جدالى سخت و طولانى با ابو جعفر منصور ، سرانجام با مكر و فريب وى در سال 132 به قتل رسيد . ابن خلكان ، وفيات الاعيان .