ديگر به كار بردن خيش [ 1 ] در تابستان بود كه مردم قبل از وى از آن بىاطّلاع بودند . كسرايان ايران را رسم بر اين بود كه در هر روز از روزهاى تابستان اطاقى را گلاندود كرده در آن مىنشستند ، سپس روز ديگر اطاق ديگر را چنين مىكردند .
منصور بسيار بخيل بود و مردم به بخل او مثلها مىزدند . و هم نقل كردهاند :
وى مردى كريم بود . و در آن وقت كه به حجّ رفت دربارهء مردم حجاز بخششها نمود ، تا جايى كه سال حجّ وى را سال فراوانى ناميدند . ولى صحيح آن است كه وى مردى باهوش بود ، جايى كه بايد عطا كند مىبخشيد ، و جايى كه مىبايست امساك كند از بخشش خوددارى مىكرد ، ولى امساك بر طبع او غلبه داشت .
در زمان منصور پيشآمدى جالب به وقوع پيوست ، و آن اين بود كه گروهى از مردم خراسان كه به ايشان راونديّه [ 2 ] مىگفتند قايل به تناسخ ارواح شده چنين مىپنداشتند كه روح آدم به يكى از بزرگان ايشان منتقل شده است ، نيز پروردگار ايشان كه بدانها مىخوراند و مىنوشاند همانا منصور است . چون گروه مزبور پيدا شدند به سوى قصر منصور روى آورده دور آن به گردش پرداختند و گفتند :
هامش
[ ( 1 - ) ] خيش كيش : نوعى از پارچه بود كه از كتان بافند . برهان قاطع . بادزن خيش :
بافتهاى است خشن از كتان مانند شراع كشتى كه اهل عراق آن را نمناك مىكنند و ريسمانى بدان بسته از سقف اطاق مىآويزند ، و چون شخص مىخواهد بخوابد ريسمان آن را گرفته مىكشد ، در نتيجه بادى خنك از آن وزيده هواى گرم زايل مىشود ، و خواب راحت مىگردد :
اقرب الموارد .
ابن اثير گويد : منصور اولين كسى بود كه خيش را ساخت ، زيرا پيش از وى كسرايان و همچنين بنى اميه هر روز اطاقى را گلاندود كرده در آن سكونت مىگزيدند . تاريخ ابن اثير ج 5 ص 49 .
[ ( 2 - ) ] راونديه : نام ديگر شيعهء آل عباس است كه امامت را به ارث بعد از پيغمبر ( ص ) حق فرزندان عباس عموى آن حضرت مىدانستند ، ايشان اصحاب عبد اللّه راوندى بودند .
از راونديه جماعتى نيز به الوهيت منصور خليفهء عباسى عقيده داشتند . عباس اقبال ، خاندان نوبختى ص 256 .