تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ فخرى در آداب ملكدارى و دولتهاى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 214

مساهمون:

ص٢١٤
نقل قسمتى از روش منصور و حوادث و وقايعى كه در روزگار او اتّفاق افتاد : منصور از بزرگان و خردمندان و هوشياران و دانشمندان سلاطين بود ، و صاحب آراى صحيح و تدابير استوار و متين به شمار مىآمد . وى بسيار با وقار و در خلوت خوش خلق بود . منصور از مزاح و كارهاى بيهوده بسيار پرهيز مىكرد ، و هر گاه لباس خود را مىپوشيد و به مجلس عامّ رهسپار مىگشت رنگش تغيير مىكرد . و چشمانش سرخ مىشد ، و همهء اوصافش دگرگونى مىپذيرفت . روزى به پسرانش گفت : اى فرزندان هر وقت ديديد من لباس پوشيده به مجلس عامّ رهسپارم ، هرگز احدى از شما به من نزديك نشود ، مبادا كه از جانب من گزندى به دو رسد . گويند : منصور همواره لباس خشن مىپوشيد ، و گاه پيراهنش را وصله مىكرد . هنگامى اين مطلب را با جعفر بن محمّد الصادق ( ع ) در ميان نهادند ، وى گفت : خدا را سپاس كه منصور را در ملك خويش با فقر نفس خويش گرفتار كرد . نيز گويند : در خانهء منصور هيچگاه لهو و لعب يا چيزى مانند آن ديده نشد . يكى از خدمتگزاران وى نقل كرده گويد : من زمانى بالاى سر منصور ايستاده بودم ، در اين وقت صدايى بلند به گوش وى رسيده به من گفت : ببين اين صداى چيست ؟ من در پى آن رفته ديدم يكى از خدمتگاران طنبورى در دست گرفته مىنوازد ، و گروهى از كنيزان نيز دور او جمع شده مىخندند . سپس نزد منصور بازگشته خبر آن را به دو دادم ، منصور در خشم شده گفت : طنبور چيست ؟ من آن را برايش وصف كردم ، منصور گفت : تو از كجا اطّلاع دارى ؟ گفتم اى امير المؤمنين من آن را در خراسان ديده‌ام . منصور برخاسته نزد خادم مذكور آمد ، چون كنيزان وى را ديدند پراكنده شدند . و منصور دستور داد طنبور
تاريخ فخرى در آداب ملكدارى و دولتهاى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 214 | محمد بن علي بن طباطبا ( ابن الطقطقي )