تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ فخرى در آداب ملكدارى و دولتهاى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 212

مساهمون:

ص٢١٢
ولى خالد گفت : من اين نام را براى اين گروه ناپسند مىدانم ، زيرا در ميان ايشان اشراف و بزرگان هستند ، بدين جهت آنها را « زوّار » ناميد ، و خالد اوّلين كسى بود كه آن گروه را زوّار نام نهاد [ 1 ] ، ازينرو هنگامى يكى از واردين بر خالد به دو گفت : ما نمىدانيم كدام يك از نيكىهاى تو دربارهء ما با ارزش‌تر است : صله‌اى كه به ما عطا مىكنى ، يا نامى كه روى ما نهاده‌اى ؟ بعضى نيز گفته‌اند اولين كسى كه نام زوّار را روى گروه وافدين نهاد مساور بن نعمان در دولت بنى اميّه بود . چون منصور شهر بغداد را بنا نهاد هزينهء آن بر وى گران آمد ، ازينرو ابو ايّوب موريانى چنين رأى داد كه ايوان كسرى را خراب كرده مصالح آن را در بناى بغداد به كار برد ، منصور در اين باره با خالد بن برمك مشاورت كرد . خالد به دو گفت : اى امير المؤمنين اين كار را مكن كه ايوان كسرى براى اسلام نيكو نشانه و عبرتى است ، زيرا هر گاه مردم آن را ببينند مىفهمند كه چنين بنايى را جز امر آسمانى مقهور نكرده است . از اين گذشته ايوان مداين جايى است كه على بن ابى طالب ( ع ) در آن نماز گزارده . همچنين خرج ويران كردن آن از سودش بيشتر است ، ولى منصور به دو گفت : اى خالد تو همواره به عجميّت دل بسته‌اى ! آنگاه فرمان داد ايوان را خراب كنند ، چون قدرى از آن را خراب كردند دريافتند كه خرج خراب كردنش از آنچه به دست مىآيد بيشتر است ، ازينرو منصور از خراب كردن
هامش
[ ( 1 - ) ] ديگر از كسانى كه در اين باره عنايت داشت سلطان محمد شاه بن سلطان غياث الدين تغلق شاه ، پادشاه هند بود كه به نقل ابن بطوطه : وى دربارهء غربا بسيار نيكى مىكرد ، و ايشان را بر اهل هند مقدم مىداشت . و از هيچگونه احسان و انعام دربارهء آنها دريغ نمىكرد . از جمله احسان وى دربارهء غربا آن بود كه دستور داده بود ايشان را « اعزه » بنامند ، و از آنكه ايشان را غربا بخوانند نهى كرده بود ، و مىگفت : اگر غريب را غريب بنامند خاطرش افسرده مىشود ، و حالش دگرگون مىگردد . رحلهء ابن بطوطه ج 2 ص 41 .
تاريخ فخرى در آداب ملكدارى و دولتهاى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 212 | محمد بن علي بن طباطبا ( ابن الطقطقي )