به دو خلعت پوشانيد ، قمّى رفت و بر مسند وزارت نشست ، و گروه مردم در مقابل او قرار گرفتند ، در اين هنگام از جانب خليفه نامهاى ظريف به قدر انگشت كوچك دست به خطّ وى براى وزير رسيد و در حضور جمع خوانده شد ، در آن نامه نوشته شده بود : « محمّد بن بزرقمّى نايب ما در ميان مردم و بلاد است . هر كس وى را اطاعت كند ما را اطاعت كرده ، و هر كس ما را اطاعت كند خدا را اطاعت كرده است و هر كس خدا را اطاعت كند خدا او را به بهشت مىبرد . هر كس وى را نافرمانى كند ما را نافرمانى كرده ، و هر كس ما را نافرمانى كند خدا را نافرمانى كرده است ، و هر كس خدا را نافرمانى كند خدا وى را به دوزخ مىافكند » . با صدور اين توقيع قمّى در نظر مردم گرامى شد ، و منزلتى بزرگ يافت ، و هيبتش در دل عامّه جاى گرفت .
بايد دانست كه پايهء وزارت در دولت بنى عبّاس بنا نهاده شد ، و قوانين آن در زمان ايشان برقرار گرديد ، امّا قبل از آن وزارت نه قاعدهء معيّنى داشت ، و نه قوانين پا بر جايى ، بلكه هر يك از سلاطين داراى اطرافيان و اتباعى بودند ، و چون امرى پيشآمد مىنمود سلطان با صاحبان خرد و رأى درست مشاورت مىكرد ، و هر يك از ايشان به منزلهء وزيرى محسوب مىشدند .
چون بنى عبّاس به سلطنت رسيدند قوانين وزارت برقرار گرديد و وزير وزير ناميده شد ، حال آنكه پيش از آن به دو كاتب و مشير مىگفتند .
اهل لغت گويند : وزر يعنى : ملجأ و پناهگاه ، و وزر يعنى : بار سنگين ، پس وزير يا از وزر گرفته شده ، در اين صورت معنايش اين است كه وزير كسى است كه بارى سنگين بر دوش دارد . و يا آنكه از وزر آمده ، و معنايش اين است كه وزير در رأى و تدبير ملجأ و پناهگاه است .
بنابر اين كلمهء وزر هرطور به كار رود دلالت بر يكى از دو معناى ملجأ
تاريخ فخرى در آداب ملكدارى و دولتهاى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 206
مساهمون: محمد بن علي بن طباطبا ( ابن الطقطقي )
ص٢٠٦