تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ فخرى در آداب ملكدارى و دولتهاى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 202

مساهمون:

ص٢٠٢
بدان راه يافت ، و بناى آن از هم پاشيد . چنان كه شرح آن در جاى خود خواهد آمد ، ان شاء اللّه تعالى . كنون وقت آنست كه از يكايك خلفاى عبّاسى نام ببريم . اوّلين خليفه‌اى كه از عبّاسيان به سلطنت رسيد سفّاح بود .

خلافت ابو العباس سفاح

وى ، ابو العبّاس عبد اللّه بن محمّد بن على بن عبد اللّه بن عبّاس بن عبد المطّلب است كه در سال صد و سى و دو با او بيعت شد . ابو العبّاس مردى كريم و بردبار و با وقار و خردمند و كامل و با حيا و خوش خُلق بود . چون مردم با وى بيعت كردند و بر كار استوار شد ، باقىماندگان بنى اميّه و رجال ايشان را تعقيب كرد ، و شمشير در ميان ايشان نهاد . از جمله روزى سفّاح در مجلس خلافت نشسته سليمان بن هشام بن عبد الملك نزدش حضور داشت ، و مورد احترام سفّاح قرار گرفته بود ، در اين وقت سُديف [ 1 ] شاعر وارد شده اين اشعار را انشاد كرد .
لا يغرّنك ما ترى من رجال * انّ تحت الضّلوع داء دويّا فضع السّيف و ارفع السّوط حتّى * لا ترى فوق ظهرها امويّا
« آنچه از اين گروه مىبينى ترا نفريبد كه درون اين سينه‌ها كينه‌هايى نهفته است . چندان شمشير را فرود آور و تازيانه را بالا ببر كه در روى زمين ديّارى از بنى اميّه نماند » .
هامش
[ ( 1 - ) ] سديف بن ميمون قرشى كوفى شاعرى تيز زبان و خطيبى فصيح البيان و از موالى بنى هاشم بود . وى از دشمنان سرسخت بنى اميه به شمار مىرفت ، و در نابودى ايشان كوشش‌ها كرد ، عاقبت با منصور عباسى دشمن شده منصور فرمود او را زنده در گور كردند . قاضى نور اللّه ، مجالس المؤمنين ج 2 ص 550 .