تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ فخرى در آداب ملكدارى و دولتهاى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 201

مساهمون:

ص٢٠١
فكم فيهم من وادع العيش لم يهج * لحرب و لم ينهد لقرن مصمّم يروح و يغدو عاقدا فى نجاده * حساما سليم الحدّ لم يتثلّم و لكن ذوو الأقلام فى كلّ ساعة * سيوفهم ليست تجّف من الدّم
« بىكارى و بيهودگى صاحبان شمشير را گوارا باد كه همواره اوقات خويش را با آن به خوشگذرانى سپرى مىكنند . در ميان ايشان بسيارند كسانى كه با زندگى خويش سازش كرده نه براى جنگ به جوشش مىآيند و نه در مقابل حريف سرسخت برمىخيزند . صبح و شام فرا مىرسد و ايشان همواره شمشير را سالم و بدون آنكه رخنه‌اى بر لبش رسد در حمايل دارند . و ليكن صاحبان قلم شمشيرشان هيچگاه از خون نمىخشكد » . نيز در اين باره يكى از شعرا هنگامى كه متوكّل وزير خود محمّد بن عبد الملك زيّات را به قتل رساند گفته است :
يكاد القلب من جزع يطير * إذا ما قيل قد قتل الوزير امير المؤمنين قتلت شخصا * عليه رحاكم كانت تدور فمهلا يا بنى عبّاس مهلا * لقد كويت بغدركم الصّدور
« هر گاه مىگويند وزير كشته شد دل مىخواهد از ناشكيبايى پرواز كند . اى امير المؤمنين شخصى را كشتى كه آسياى دولتت به دست او در گردش بود . اى بنى عبّاس كمى آهسته‌تر زيرا كه از فكر و فريب شما سينه‌ها در تب و تاب است » . با اين وصف دولت بنى عبّاس دولتى بود كه محاسن زياد و مكارم بىشمار داشت زيرا در دولت مذكور بازار علوم رايج ، و كالاى ادب پر رونق ، و شعاير دينى با عظمت . و خيرات فراوان ، و جهان آباد ، و حرمت‌ها مورد رعايت ، و سرحدّات محكم و استوار بود . دولت بنى عبّاس همواره با اين مزايا باقى بود تا آنكه در اواخر كار پريشانى