تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ فخرى در آداب ملكدارى و دولتهاى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 200

مساهمون:

ص٢٠٠
زبانش را قطع كرد ، و گربه‌اى كه آن جا بود زبان را ربوده خورد . سپس سر مروان را نزد سفّاح در كوفه بردند . چون سفّاح آن را ديد سجده كرد . آنگاه سر برداشته گفت : خدا را شكر كه مرا بر تو چيره گردانيد و پيروز كرد ، و انتقام مرا از تو بازستاند . و به اين شعر تمثّل جست :
لو يشربون دمى لم يرو شاربهم * و لا دماؤهم للغيظ تُروينى
« نه ايشان از نوشيدن خون من سيراب مىشوند ، و نه خون‌هاى ايشان من خشمگين را سيراب مىكند . از آن پس سلطنت يكباره از آن سفّاح شد .

دولت عباسى

پس از امويان دولت عبّاسى بر سر كار آمد . بايد دانست كه دولت عبّاسى دولتى پر از مكر و خدعه و زيركى بود ، و بهره‌اش از مكر و فريب و به كار بردن حيله و خدعه ، به خصوص در پايان آن بيش از نيرو و شدّتش بود ، زيرا خلفاى متأخّر عبّاسى رفته رفته نيروى دلاورى و سرسختى را از دست داده به خدعه و حيله روى آوردند . [ 1 ] در اين باره است كه كشاجم [ 2 ] شاعر ، به سازش و آشتى صاحبان شمشير با يك ديگر ، و دشمنى صاحبان قلم و جنگ ايشان با هم اشاره كرده مىگويد :
هنيئا لاصحاب السّيوف بطالة * تقّضى بها اوقاتهم فى التنّعم
هامش
[ ( 1 - ) ] . . . يعقوب ليث بسيار گفتى كه دولت عباسيان بر غدر و مكر بنا كرده‌اند ، نبينى كه با بو سلمه و بو مسلم و آل برامكه و فضل سهل با چندان نيكويى كايشان را اندر آن دولت بود چه كردند ؟ كسى مباد كه بر ايشان اعتماد كند . تاريخ سيستان ص 268 . [ ( 2 - ) ] كشاجم : ابو الفتح محمود بن حسين بن شاهق هندى شاعر متوفى در سال 350 هجرى . جرجى زيدان ، آداب اللغة العربيه .
تاريخ فخرى در آداب ملكدارى و دولتهاى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 200 | محمد بن علي بن طباطبا ( ابن الطقطقي )