تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ فخرى در آداب ملكدارى و دولتهاى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 199

مساهمون:

ص١٩٩

شرح كشته شدن مروان

از آن پس مروان همچنان شكست خورده رهسپار شد تا به موصل رسيد ، مردم موصل نيز جسر را بريده مانع عبور وى شدند . در اين هنگام اطرافيان مروان فرياد برآوردند : اى مردم موصل اين امير المؤمنين است كه مىخواهد از پل بگذرد ، مردم موصل در پاسخ گفتند : دروغ مىگوييد امير المؤمنين فرار نمىكند ! سپس مروان را دشنام داده به دو گفتند : سپاس خدا را كه قدرت را از شما گرفت و دولت شما را از ميان برد ، خدا را سپاس كه اهل بيت پيغمبر ( ص ) را به ما رسانيد . چون مروان اين سخنان را شنيد به جانب بلد [ 1 ] رهسپار شد . و از دجله گذشته به حرّان آمد ، و از حرّان به دمشق و از دمشق به مصر وارد شد ، عبد اللّه بن على نيز او را تعقيب كرد ، و گروهى از همراهان خود را در پى مروان فرستاد ، ايشان نيز در يكى از قراى صعيد مصر به نام بوصير به دو رسيدند ، چون شب شد مروان بر ايشان تاخت و با آنها به جنگ پرداخت ، در اين هنگام فرمانده آن گروه از سپاه بنى عبّاس به افراد خود گفت : اگر صبح شود و سپاه مروان كمى عدد ما را ببينند همهء ما را نابود مىكنند ، و هيچيك از ما نجات نخواهيم يافت . پس بكوشيد و با ايشان جنگ كنيد ، و خود غلاف شمشيرش را شكست . لشكر وى نيز غلاف شمشيرهاى خود را شكستند ، و به سپاه مروان حمله كرده ايشان را شكست دادند . سپس يكى از ايشان به مروان حمله كرد و در حالى كه مروان را نمىشناخت نيزه‌اش را به دو زد ، و مروان را به زمين افكند . در اين وقت شخصى فرياد زد : امير المؤمنين به زمين افتاد . عبّاسيان نيز گرد وى را گرفتند ، آنگاه مردى از اهل كوفه پيش رفت و سر مروان را بريد ، سپس حركتى بدان داده
هامش
[ ( 1 - ) ] بلد : شهرى است قديمى در كنار دجله و هفت فرسخ بالاتر از موصل . ياقوت : معجم البلدان .