شود ، عمويش عبد اللّه بن على كه از رجال بنى عبّاس بود دعوت سفّاح را اجابت كرده به سوى مروان شتافت ، و در زاب [ 1 ] با مروان كه صد و بيست هزار جنگجو همراهش بود روبرو شد ، حال آنكه عبد اللّه بن على سپاهى كمتر از اين داشت ، ولى خداوند تعالى كمكهاى گوناگون به عبد اللّه بن على كرد ، و مروان يكباره شكست خورد . پس بايد بدين امر نگريست و پند گرفت .
وقعهء زاب
شرح چگونگى وقعهء زاب و شكست مروان و پراكندگى لشكرش : چون مروان حمار و عبد اللّه بن علىّ در زاب با يك ديگر روبرو شدند ، مروان به يكى از اطرافيانش گفت : اگر آفتاب امروز غروب كرد و سپاهيان عبد اللّه بن على با ما به جنگ برنخاستند ، خلافت براى ما باقى خواهد ماند ، و ما در آخر الزّمان آن را تسليم مسيح ( ع ) خواهيم كرد . سپس دستور داد سپاهيانش از جنگ خوددارى كنند ، و قصدش اين بود كه روز به پايان برسد و جنگى رخ ندهد ، آنگاه نزد عبد اللّه بن على فرستاد و از او تقاضاى صلح و آشتى كرد ، ولى عبد اللّه در پاسخ گفت : مروان اشتباه مىكند به خواست خدا آفتاب غروب نمىكند مگر آنكه سواران من بر او خواهند تاخت . از اتّفاقات جالب اينكه در همان وقت داماد مروان بر يكى از واحدهاى لشكر عبد اللّه بن على تاخت ، ولى مروان او را بازگردانده دشنام داد ، امّا وى نپذيرفت و بدين وسيله آتش جنگ افروخته شد . سپس عبد اللّه بن على به سپاه خود فرمان جنگ داد ، آنان نيز به زانو نشسته نيزههاى خود را به كار بردند .
در اين هنگام عبد اللّه بن على فرياد بر آورده گفت : پروردگارا ما تا كى در راه تو كشته شويم ؟ سپس فرياد زد : اى مردم خراسان ، اى انتقامجويان از خون
هامش
[ ( 1 - ) ] زاب اعلى : بلدهاى است ميان موصل و اربل در شمال عراق . ياقوت : معجم البلدان .