تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ فخرى در آداب ملكدارى و دولتهاى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 196

مساهمون:

ص١٩٦
پيروانى داشتند كه از آن جمله ابو سلمه حفص بن سليمان خلّال بود كه از بزرگان شيعهء كوفه به شمار مىآمد ، و پس از چندى وزير سفّاح شد و به دست وى به قتل رسيد - چنان كه ذكرش در شمار وزرا خواهد آمد - ابو سلمه خانه‌اى در كوفه خالى كرده ايشان را در آنجا فرود آورد ، و شخص خود عهده‌دار خدمت آنها شد و حال ايشان را همچنان پوشيده مىداشت . شيعه نيز گرد او جمع شده شوكت بنى عبّاس رو به ازدياد نهاد . در اين وقت ابو مسلم با لشكريان خود از خراسان به كوفه رسيده نزد عباسيان آمد و پرسيد : كدام يك از شما ابن حارثيّه [ 1 ] هستيد ؟ منصور گفت : اين ، و اشاره به سفّاح كرد ، زيرا مادر سفّاح حارثيّه بود . ابو مسلم نيز به دو به عنوان خلافت سلام كرد ، آنگاه سفّاح به اتّفاق برادر و عموها و خويشان و بزرگان شيعه در حالى كه ابو مسلم پيشاپيش او روان بود به قصد مسجد بيرون آمد ، و نماز گزارده بالاى منبر رفت ، و دعوت خويش را آشكار كرد ، و براى مردم خطبه خواند . و سپس با وى بيعت به عمل آمد . اين در سال صد و سى و دو بود . اين بود آغاز دولت بنى عبّاس ، و پايان دولت بنى اميّه . از آن پس سفّاح بيرون كوفه اردو زد ، و مردم شهرها دسته دسته بر او وارد شده با وى بيعت مىكردند . چون مردم گرد سفّاح جمع شدند ، و شوكت او رو به فزونى نهاد ، از يكى از خويشانش خواست كه براى جنگ با مروان آماده
هامش
[ ( 1 - ) ] نام مادر سفاح ريطه دختر عبيد اللّه بن عبد اللّه بن عبد المدان بن ديان حارثى است ، و در ملاقاتى كه دعاة بنى عباس و از جمله ابو مسلم خراسانى در سال 125 با محمد بن على پدر سفاح كردند ، محمد به ايشان گفت : ديگر مرا ملاقات نخواهيد كرد ، و من بدين زودى خواهم درگذشت . پيشواى شما پس از من پسرم ابراهيم است كه كشته خواهد شد ، و پس از او عبد اللّه بن حارثيه است ، و اوست كه به خلافت خواهد رسيد ، و بنى اميه را تار و مار خواهد كرد ، آنگاه عبد اللّه را بيرون آورد و ايشان دست و پايش را بوسيدند . تاريخ يعقوبى : ج 2 ص 332 .
تاريخ فخرى در آداب ملكدارى و دولتهاى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 196 | محمد بن علي بن طباطبا ( ابن الطقطقي )