تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ فخرى در آداب ملكدارى و دولتهاى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 192

مساهمون:

ص١٩٢
رياست و دانش ديد كه بر او رشك برد و از وى بيمناك شد . پس از آن ابو هاشم به سوى مدينه مراجعت نمود ، و هشام شخصى را مأمور كرد ابو هاشم را مسموم كند ، وى نيز سمّ در ميان شير ريخته به دو خورانيد . چون ابو هاشم بر اين مطلب آگاه شد نزد محمد بن على بن عبد اللّه بن عباس كه در اين وقت در حُميمه [ 1 ] در سرزمين شام سكونت داشت روان شد ، و او را از مرگ قريب الوقوع خود آگاه ساخت ، و هم محمد بن على را وصىّ و جانشين خود گردانيد ، آنگاه سرپرستى گروهى از شيعه را كه همراهش بودند به عهدهء محمد بن على نهاد و سفارش ايشان را به دو كرد ، و سپس درگذشت . از آن روز به بعد هوس خلافت در دل محمد بن على بن عبد اللّه افتاد ، و پنهانى به فرستادن داعيان شروع كرد ، و پيوسته حال بدين منوال بود تا آنكه محمد بن على درگذشت و فرزندانى از خود به جا گذاشت كه از آن جمله : ابراهيم امام و سفّاح و منصور بودند . ابراهيم امام پس از پدر كارهاى وى را دنبال كرد ، و داعيان زياد به اطراف فرستاد ، بخصوص خراسان ، زيرا كه عباسيان به مردم خراسان بيش از ساير مردم شهرها وثوق و اطمينان داشتند . اما مردم حجاز براى آنكه عدّه و گروهشان اندك بود . و اما مردم كوفه و بصره به سبب بىوفايى و مكر و خونريزىهايى كه از ناحيهء ايشان به امير المؤمنين على ( ع ) و حسن و حسين ( ع ) رسيده بود و اساسا اهل بيت از ايشان بيم داشتند . و اما مردم شام و مصر دوستى بنى اميّه همچنان در دلهاى آنان رسوخ يافته جملگى طرفدار بنى اميّه بودند . بنابر اين از مردم شهرها كسى براى اهل بيت نمانده بود كه
هامش
[ ( 1 - ) ] حميمه : بلده‌اى است از توابع عمان در نواحى شام ، و محل سكونت بنى عباس بوده - است . ياقوت ، معجم البلدان .