تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ فخرى در آداب ملكدارى و دولتهاى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 188

مساهمون:

ص١٨٨
فلا عسكر من قبل عسكر جوهر * تخبّ المطايا فيه عشرا و توضع
« پيش از سپاه جوهر سپاهى چنين انبوه ديده نشده است كه سواره ده روز با شتاب در ميان آن راهپيمايى كند » . نيز مانند خوارج كه گروه‌هاى انبوه و جماعات بزرگى از ايشان در اثناى دولت بنى عباس خروج كردند . با همهء اينها ملك ايشان زوال نيافت ، و هيچ دولتى نتوانست سلطنت آنها را از ميان ببرد و يا آثارشان را محو كند . بلكه مثلا پادشاهى از دول مذكور گروهى را گرد آورده سپاه بزرگى تشكيل مىداد ، و به سوى بغداد رهسپار مىشد ، چون به دار الخلافه مىرسيد تقاضاى رفتن نزد خليفه مىكرد ، و چون نزد وى حضور مىيافت ، در مقابلش زمين ادب مىبوسيد ، و نهايت آرزويش اين بود كه خليفه فرمان ولايتى براى او صادر كند ، و پرچمى برايش بپيچد ، و خلعتى به دو بپوشاند ، و چون خليفه اين كار را مىكرد آن پادشاه زمين ادب را در مقابلش مىبوسيد ، و در حالى كه غاشيهء مركب او را زير بغل داشت در ركابش روان مىشد . چنان كه سلطان مسعود با مسترشد همين كار را كرد ، زيرا ميان مسترشد و سلطان مسعود عداوتى پديد آمد كه به جنگ و ستيز كشيده شد ، و مسترشد با لشكرى انبوه و به اتفاق عموم ارباب دولت خويش حركت كرده بيرون مراغه با سلطان مسعود روبرو شد ، و هر دو گروه ساعتى با يك ديگر به جنگ پرداختند ، چون غبار جنگ فرو نشست سپاهيان مسترشد را شكست خورده و سپاهيان سلطان مسعود را بر ايشان چيره يافتند ، و خليفه در حالى كه قرآن در دست داشت ، و قاريان و قضات و وزرا گرد او را گرفته بودند جملگى همچنان بر روى اسب نشسته هيچيك از ايشان از جاى خود حركت نكرده - بودند ، بلكه تنها جنگجويان پا به فرار نهاده بودند . چون سلطان مسعود ايشان را بدان حال ديد كسى را فرستاد تا خليفه را سواره آورده در خيمه‌اى كه برايش زده بودند فرود آوردند ، و ارباب دولتش را نيز در