تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ فخرى در آداب ملكدارى و دولتهاى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 181

مساهمون:

ص١٨١
مردم همواره معانى اشعار وليد را ربوده در اشعار خويش به كار مىبردند ، از آن جمله ابو نواس است كه در وصف شراب از معانى اشعار وليد استفاده كرده است . دربارهء وليد نقل كرده‌اند كه وى هنگامى مصحف را گرفته به قصد تفأل آن را گشود ، اين آيه آمد :
وَ اسْتَفْتَحُوا وَ خابَ كُلُّ جَبَّارٍ عَنِيدٍ
[ 1 ] . وليد مصحف را انداخت و آن را تيرباران كرد و گفت :
تهدّدنى بجبّار عنيد * نعم أنا ذاك جبّار عنيد اذا ما جئت ربّك يوم بعث * فقل : يا رب خرّقنى الوليد
« مرا به جبّار عنيد مىترسانى ، آرى من همان جبّار عنيدم . هر گاه روز حشر نزد پروردگار خود آمدى ، بگو : پروردگارا وليد مرا در هم دريد » . پس از آن چيزى نگذشت كه وليد كشته شد ، و سبب قتل وى اين بود كه چنان كه گفتيم وليد قبل از خلافت پيوسته به عياشى و باده‌گسارى و بىاحترامى به فرمان‌هاى خداوند اشتغال داشت ، و چون به خلافت رسيد جز بيشتر فرو رفتن در لذّات و حرص بر معاصى كارى نكرد ، اضافه بر اين مرتكب اعمالى شد كه بزرگان خانوادهء خود را به خشم درآورد ، و با ايشان بناى بدرفتارى نهاد ، و آنها را از خود رنجاند ، بدين سبب خانوادهء وى با گروهى از بزرگان رعيت گرد هم آمده بر وى هجوم كردند و او را به قتل رساندند ، و گردانندهء اين كار همانا يزيد بن وليد بن عبد الملك بود . اين واقعه در سال صد و بيست و شش روى داد . پس از وليد بن يزيد فرمانروايى به يزيد بن وليد بن عبد الملك رسيد .

يزيد بن وليد

يزيد بن وليد همواره اظهار زهد و ورع مىكرد . دربارهء يزيد مىگفتند
هامش
[ ( 1 - ) ] سورهء ابراهيم ، آيهء 19 .
تاريخ فخرى در آداب ملكدارى و دولتهاى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 181 | محمد بن علي بن طباطبا ( ابن الطقطقي )