لشكريان هشام پيروز شدند ، و از آن پس خاقان به قتل رسيد .
پس از هشام ، وليد بن يزيد بن عبد الملك به فرمانروايى رسيد .
وليد بن يزيد
وليد بن يزيد در ميان بنى اميّه از جوانمردان و ظرفا و شجاعان و سخاوتمندان و دلاوران به شمار مىآمد . وى همواره غرق در عيّاشى و بادهگسارى و سماع اغانى بود . وليد نيك شعر مىسرود ، و اشعارى چند دربارهء خشم و ناز و غزل و وصف شراب دارد .
از جمله اشعار مطبوع وى ابياتى است كه براى هشام بن عبد الملك آنگاه كه هشام قصد خلع وى را داشت فرستاد ، زيرا هشام هنگامى كه ديد وليد بىباكانه مرتكب معاصى شده آزمندانه در پى لذّات است بر آن شد كه پس از خود فرزندش را نامزد خلافت نمايد ، و از وليد خواست كه خود را خلع كند ، ازينرو وليد را به بازخواست گرفته تهديدش كرد ، وليد نيز به دو نوشت :
كفرت يدا من منعم لو شكرتها * جزاك بها الرحمن ذو الفضل و المنّ
رأيتك تبنى جاهدا فى قطيعتى * و لو كنت ذا حزم لهدّمت ما نبنى
اراك على الباقين تجنى ضغينة * فيا ويحهم ان متّ من شر ما تجنى
كأنّى بهم يوما و اكثر قولهم : * الا ليت انّا ، حين يا ليت لا يغنى
« كفران نعمت شخصى را مىكنى كه اگر سپاسگزارش بودى خداوند منّان و صاحب فضل تو را بدان سبب پاداش مىداد . مىبينم كه بناى جدايى مرا پىريزى مىكنى ، ولى اگر هوشيار بودى ساختهء خويش را در هم فرو مىريختى . پيداست كه تو از راه كينه به بازماندگان جنايت مىكنى ، در اين صورت واى به حال ايشان اگر من بر اثر جنايت تو در گذرم . روزى را مىنگرم كه بيشتر گفتار ايشان اين است : اى كاش ما ، آنگاه كه اى كاش گفتن سودى ندارد » .