نيز معاويه از زيركترين مردم به شمار مىآمد . گويند روزى عمر بن خطّاب به اهل مجلس خود گفت : شما با آنكه معاويه را داريد چرا پيوسته از كسرى و قيصر و هوشمندى ايشان سخن مىگوييد .
و از زيركى او بود كه دل عمرو بن عاص را به دست آورده با او پيمان بست ، و عمرو بن عاص خود از مردان زيرك به شمار مىآمد . عمرو در آغاز كار كه ميان امير المؤمنين على ( ع ) و معاويه اختلاف افتاد از هيچيك از ايشان جانبدارى نمىكرد ، ازينرو معاويه انديشيد كه دل عمرو را به دست آورد ، و از رأى و زيركى و مكر او استفاده كند ، سپس بدين كار اقدام كرده رشتهء دوستى وى را با خود پيوند داد و ولايت مصر را به او واگذار نمود ، و با دستيارى او پا در كار نهاد ، و بالاخره در صفّين مرتكب آن همه كردارها شد . با اين وصف دوستى واقعى ميان معاويه و عمرو بن عاص وجود نداشت ، و اين دو نفر پيوسته در باطن نسبت به يك ديگر كينه مىورزيدند ، و گاه اين كينه را به رو و زبان مىآوردند .
مثلا روزى در صفّين امير المؤمنين على ( ع ) از معاويه خواست كه شخصا براى مبارزه با وى به ميدان بيايد ، در اين هنگام عمرو بن عاص به معاويه گفت : على راست مىگويد و صلاح تو نيست كه در مبارزهء با وى درنگ كنى ، معاويه در پاسخ گفت :
اى عمرو تو به من خيانت مىكنى و دوست مىدارى كه من كشته شوم ، تو نمىدانى هر كس با پسر ابو طالب در ميدان نبرد درآويزد به دست او كشته خواهد شد ؟ ! نيز روزى معاويه به اهل مجلس خود گفت : شگفتترين چيزها كدام است ؟
يزيد گفت :
شگفتترين چيزها اين ابرى است كه همواره ميان زمين و آسمان معلق است ، نه از زير به چيزى تكيه دارد و نه از بالا به چيزى بسته است . ديگرى گفت : شگفتترين چيزها بهرهاى است كه نصيب شخص نادان مىشود ، و بىبهرگى و حرمانى است كه
تاريخ فخرى در آداب ملكدارى و دولتهاى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 144
مساهمون: محمد بن علي بن طباطبا ( ابن الطقطقي )
ص١٤٤