تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ فخرى در آداب ملكدارى و دولتهاى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 141

مساهمون:

ص١٤١
مادر معاويه هند دختر عتبه بود كه در ميان قريش زنى مورد احترام به شمار مىآمد ، وى نيز در سال فتح مكه مسلمان شد . در جنگ احد هنگامى كه حمزة بن عبد المطلب ( رض ) عموى پيغمبر ( ص ) بر اثر حربه‌اى كه بر او وارد آمد به خاك افتاد ، هند مذكور آمده وى را مثله كرد ، و با خشم فراوان پاره‌اى از جگر حمزه را گرفته به دندان خاييد ، زيرا حمزه چند نفر از خويشان هند را به قتل رسانده بود ، ازينرو معاويه را « ابن آكلة الاكباد » مىگفتند . چون پيغمبر ( ص ) مكه را گشود ؛ هند در ميان گروهى از زنان مكه كه به منظور بيعت نزد پيغمبر ( ص ) آمده بودند ، ناشناس نزد وى حضور يافت ، چون هند پيش رفت تا با پيغمبر ( ص ) بيعت كند ، پيغمبر ( ص ) شروط اسلام را برايش بيان كرد و نمىدانست وى هند زن ابو سفيان است ، هند نيز با وجود ترسى كه از پيغمبر ( ص ) داشت جواب‌هاى محكمى به او داد . از جمله چيزهايى كه پيغمبر ( ص ) به هند گفت و او پاسخ داد اين بود كه پيغمبر ( ص ) به دو گفت : « شما زنان با من بدين شرط بيعت كنيد كه فرزندان خود را نكشيد » - چرا كه در جاهليت مردم اولاد خويش را به قتل مىرساندند ، هند گفت : ما فرزندان خود را در كودكى پرورانديم ، و چون بزرگ شدند تو ايشان را در روز بدر به قتل رساندى ، سپس پيغمبر ( ص ) گفت : « نيز بدين شرط كه در كارهاى پسنديده و نيك مرا نافرمانى نكنيد » ، هند گفت : ما كه در اين جا نشسته‌ايم به هيچ وجه در صدد نافرمانى تو نيستيم . پيغمبر ( ص ) گفت : « نيز بدين شرط كه دزدى نكنيد » . هند گفت : به خدا سوگند من در عمرم چيزى ندزديده‌ام ، چرا ، گاهى از اوقات مقدارى از مال ابو سفيان