نكردهاند ، ازينرو همگى تكبير گفته به امير المؤمنين ( ع ) اظهار داشتند همانست كه تو گفتى . امير المؤمنين ( ع ) گفت : آرى به خدا سوگند كه هرگز دروغ نگفتهام ، و دروغگو شمرده نشدهام .
چون نبرد پايان يافت و ميدان جنگ آرام شد ، كشتههاى لشكر على ( ع ) را شمردند هفت نفر بودند . و اما خوارج ؛ قبل از آنكه جنگ درگير شود دستهاى از ايشان راه خود را در پيش گرفته رفتند و گفتند : ما نمىدانيم براى چه با على بن - ابى طالب ( ع ) مىجنگيم ، اكنون كنارهگيرى مىكنيم . تا ببينيم كار به كجا مىانجامد ، ولى باقيماندهء ايشان پايدارى كرده به جنگ پرداختند ، و همگى نابود شدند . چون كار خوارج تمام شد امير المؤمنين ( ع ) به كوفه برگشته مردم را به جنگ با شاميان برانگيخت ولى مردم كاهلى ورزيدند ، و امير المؤمنين ( ع ) نيز گفتار خود را تكرار كرد ، و ايشان را پند داد و به جهاد واداشت . ولى مردم گفتند : اى امير المؤمنين - شمشيرهاى ما كند و تيرهاى ما تمام شده است ، و خود ما نيز از جنگ كردن خسته شدهايم ، قدرى به ما مهلت ده تا كارهاى خويش را سر و صورت بدهيم ، آنگاه رهسپار جنگ شويم . امير المؤمنين كه در اين وقت بيرون كوفه اردو زده بود ايشان را مهلت داد ، و فرمود خود را آمادهء جنگ سازند ، و از رفتن نزد زنان خويش تا هنگامى كه از شام بازنگشتهاند خوددارى كنند ، ولى مردم همواره پنهانى از ميان اردو گريخته به كوفه مىآمدند ، تا آنكه اردوگاه از افراد لشگر خالى شد ، و رأى امير المؤمنين به كار نرفت . اين در سال سى و هشت بود .
وفات خلفاى چارگانه
وفات ابو بكر :
اولين كسى كه از خلفاى چارگانه وفات يافت ابو بكر بود . وى در سال سيزدهم در مدينه به مرگ خدايى درگذشت ، و بيمارى او بر اثر متلاشى شدن جاى نيش مارى بود كه در شب غار او را گزيد . سپس در خانهء دخترش همسر پيغمبر ( ص )