نيز دستور داد اموال غارتى را در مسجد جامع بصره گرد آورند و به مردم اطلاع دهند هر كس متاع خويش را مىشناسد براى گرفتن آن به مسجد بيايد . آنگاه امير المؤمنين نسبت به عايشه كمال احسان و نيكى را روا داشت ، و وسيلهء آسايش او را به نحوى شايسته فراهم كرد ، و به دو اجازه داد به مدينه بازگردد . نيز به كسانى كه با عايشه به بصره آمده در جنگ سالم مانده بودند اجازه داد با وى رهسپار شوند ، مگر آنان كه خود ميل به ماندن آن جا داشتند . سپس چهل نفر از زنان سرشناس بصره را براى همدمى با عايشه همراه وى روان كرد ، و به محمد بن ابى بكر فرمان داد عايشه را در كمال احترام حركت دهد . چون روز حركت عايشه فرا رسيد على ( ع ) به اتفاق گروهى از مردم نزد وى حاضر شدند ، در اين هنگام عايشه اظهار كرد : « فرزندان من ( عايشه بدين سبب گفت فرزندان من كه همسران پيغمبر ( ص ) مادران مؤمنين به شمار مىآيند ، و خدا و رسولش نيز چنين گفتهاند . ) هيچ يك از شما ديگرى را ملامت نكند ، به خدا سوگند ميان من و على ( ع ) از قديم هيچگونه كدورتى جز آنچه ميان يك نفر زن و خويشاوندان شوهرش هست وجود نداشته است ، با اين وصف على از نيكان است » .
على ( ع ) نيز گفت : « عايشه راست مىگويد ميان او و من جز اين مطلب چيز ديگرى نبوده و او همسر پيغمبر شما در دنيا و آخرت است » [ 1 ] . سپس عايشه روان شد و على ( ع ) نيز چند ميل او را مشايعت كرد ، و فرزندانش را تا مقدار يك روز راه با او روان ساخت ، و عايشه به مكه رفت و تا رسيدن ايام حج در آنجا اقامت گزيد ، سپس حج به جا آورده به مدينه رهسپار شد .
جنگ جمل در سال سى و ششم هجرى به وقوع پيوست .
از جملهء وقايع مشهوره در اين دولت وقعهء صفّين است .
هامش
[ ( 1 - ) ] صدور اين گفتار از شخص امير المؤمنين على ( ع ) مورد ترديد است ، زيرا با روش آن حضرت و مبانى شيعه سازگار نيست .