تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ فخرى در آداب ملكدارى و دولتهاى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 121

مساهمون:

ص١٢١

وقعهء صفّين

شرح چگونگى وقعهء صفين : چون امير المؤمنين ( ع ) از جنگ جمل بازگشت ، نزد معاويه فرستاده او را مطلع نمود كه مردم با وى بيعت كرده‌اند ، و همچنين وى را از جريان وقعهء جمل آگاه ساخت و به دو فرمان داد در امرى كه گروه مهاجرين و انصار وارد شده‌اند قدم نهد . معاويه پسر عموى عثمان بود ، و از جانب وى امارت شام را به عهده داشت . چون فرستادهء على ( ع ) نزد معاويه آمد ترس او را فرا گرفت ، و دانست هر گاه كار على ( ع ) راست آيد وى را عزل كرده ديگر او را به كار نمىگمارد . پيش از اين ابن عباس و مغيرة بن شعبه [ 1 ] به امير المؤمنين گوشزد كرده - بودند كه معاويه را همچنان مدتى در شام برقرار سازد تا همهء مردم بيعت كنند ، و نيك در مقام خلافت جاىگزين شود ، آنگاه وى را عزل كند . ولى امير المؤمنين ( ع ) گفتار ايشان را نپذيرفت و گفت : اگر من معاويه را و لو يك روز در فرمانروايى بر مردم برقرار نمايم همان روز خدا را عصيان كرده‌ام . علاوه بر اين على ( ع ) روش مكر و حيله نداشت ، و جز به مُرّ حق رفتار نمىكرد . چون فرستادهء على ( ع ) نزد معاويه آمد ، معاويه همچنان درنگ كرده او را سرگرم ساخت ، سپس با عمرو بن عاص كه يكى از زيركان به شمار مىآمد ، و معاويه دل او را ربوده بود تا از رأى و زيركىاش استفاده كند در اين باره مشاورت كرد . عمرو بن عاص به معاويه اشارت نمود كه پيراهن خون‌آلود عثمان و انگشتان بريدهء زنش را بيرون آورده به منبر بياويزد ، سپس مردم را گرد آورده بر عثمان گريه و زارى كند ، و قتل او را به على ( ع ) نسبت دهد ، و به خونخواهى عثمان از على ( ع ) به پا خيزد ، تا
هامش
[ ( 1 - ) ] مغيرة بن شعبهء ثقفى : از صحابه و يكى از چهار مرد هوشمند و زيرك عرب بود ، وى در سال پنجاه هجرى درگذشت . استيعاب ، ابن عبد البر .