تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ فخرى در آداب ملكدارى و دولتهاى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 122

مساهمون:

ص١٢٢
مردم شام گرد وى جمع شوند و در ركابش با على ( ع ) بجنگند . معاويه نيز پيراهن و انگشتان مذكور را بيرون آورده به منبر آويخت ، و گريه را سر داد و مردم را گريانيد ، و مصيبت عثمان را به ايشان گوشزد كرد . مردم شام نيز از هر سو گرد آمدند ، و با وى به خونخواهى عثمان و جنگ با هر كس كه قاتلين عثمان را پناه داده قيام كردند . سپس معاويه نامه‌اى به امير المؤمنين ( ع ) نوشت و در آن از خون عثمان ياد كرد . در اين هنگام على ( ع ) به منظور جنگ تجهيز لشكر كرد ، و به مردم بلاد نامه نوشت تا نزد وى گرد آيند ، معاويه نيز همين كار را كرد ، و در نتيجه دو سپاه در صفين در سرزمين شام با يك ديگر روبرو شدند ، و ميان ايشان زد و خوردها و نبردهايى به وقوع پيوست . و اولش اين بود كه معاويه و لشكريانش پيشدستى كرده در كنار نهر آب فرود آمدند ، و راه رسيدن به آب را تصرف نموده از دست يافتن سپاهيان على ( ع ) بدان جلوگيرى كردند ، چرا كه راهى براى دست يافتن به آب جز آنجا وجود نداشت . چون على ( ع ) بدين امر آگاه شد كسى را نزد معاويه فرستاد و به دو پيام داد : روش ما اين است كه ابتدا دست به جنگ نزنيم تا آنكه با يك ديگر به گفتگو بپردازيم ، و بنگريم براى چه اينجا آمده‌ايم ، ولى سپاهيان تو پيشدستى كرده آب را روى مردم بسته‌اند ، اكنون فرمان ده راه آب را باز كنند ، و اگر مىخواهى منظور اصلى را كه براى آن بدين جا آمده‌ايم رها كرده بر سر آب با يك ديگر بجنگيم و هر كس غالب شد آب بنوشد آن هم مطلبى است ؟ ! معاويه نيز به اصحابش رو كرده گفت : چه رأى مىدهيد ؟ گروهى از بنى اميه گفتند : نظر ما اين است كه آب را به روى ايشان ببندى تا از تشنگى بميرند ، يا در پى يافتن آب برگردند ، و اين خود شكستى براى ايشان است . ولى عمرو بن عاص گفت : نظر من اين است كه آب را به روى آنها بگشايى ، زيرا ايشان مردمى نيستند كه تشنه بمانند و بنگرند تو آب مىنوشى ! ولى معاويه در دادن پاسخ تأخير كرد و به
تاريخ فخرى در آداب ملكدارى و دولتهاى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 122 | محمد بن علي بن طباطبا ( ابن الطقطقي )