تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ فخرى در آداب ملكدارى و دولتهاى اسلامى ( فارسى ) — صفحة 123

مساهمون:

ص١٢٣
فرستادهء على گفت : بايد در اين كار فكر كنم . ازينرو گروهى از دو طرف بر سر آب با يك ديگر به زد و خورد پرداختند ، و على ( ع ) براى يارانش كمك فرستاد ، و معاويه لشكريانش را تقويت كرد ، و آتش جنگ شعله‌ور شد ، و مردم در هم آميختند تا آنكه سرانجام سپاهيان على ( ع ) راه آب را تصرف كردند ، و بر آن شدند كه لشكريان معاويه را از برداشتن آب منع كنند ، ليكن على ( ع ) نزد ايشان فرستاده گفت : شما هر چه مىخواهيد آب برداريد و سپاه معاويه را از برداشتن آب منع نكنيد . بدين منوال مدت زمانى سپرى شد تا آنكه مىرفت سپاه على ( ع ) غالب شود ، و علايم پيروزى نيز در آن هويدا شد ، ازينرو عمرو بن عاص به وحشت افتاد و به معاويه اشارت كرد مردم قرآن‌ها را بر سر نيزه كنند ، و سپاهيان على ( ع ) را بدانچه خداوند در قرآن فرمان داده است دعوت كنند . چون قرآن‌ها بالاى نيزه رفت بيشتر سپاهيان على ( ع ) سست شده نزد وى آمدند و گفتند : اى على دعوت ايشان را در عمل به آنچه در كتاب خداست بپذير ، و چنانچه نپذيرى به خدا سوگند كه ما تو را جبرا نزد معاويه مىبريم ، و يا همان كارى را كه با عثمان كرديم با تو نيز مىكنيم . على ( ع ) در پاسخ آنها گفت : اى مردم اينها همه خدعه است ، در ميان سپاه معاويه كسى نيست كه به آنچه در اين قرآن‌هاست عمل كند ، آيا شما با دليل و برهان خدايى در اين راه گام ننهاده‌ايد ؟ برويد و با دشمن خويش بجنگيد . ليكن آنان نپذيرفتند و بر وى چيره شدند ، على ( ع ) نيز پيشنهاد ترك جنگ را از ايشان پذيرفت ، سپس شخصى را نزد معاويه فرستاد و به دو پيام داد كه : از قرآن بر سر نيزه كردن چه منظور دارى ؟ معاويه جواب داد : ما شخصى را از طرف خود ، و شما نيز كسى را از جانب خويش به عنوان حكميت برمىگزينيم ، و ايشان را سوگند مىدهيم كه براى مردم خيرانديشى نمايند ، و به آنچه در كتاب خداوند است عمل كنند ، و در مورد آنچه كه در كتاب خدا نيافتند به سنت و جماعت رجوع كنند . اين دو هر چه داورى كردند ما خواهيم پذيرفت . مردم نيز